پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

بازار ارز؛ سوء مدیریت یا سوء تقاضا

اسماعیل محمدی

هرگاه علم اقتصاد از این ویژگی فاصله گرفته است، دچار فراز و نشیب می شود که در بحران مالی و اقتصادی غرب مشاهده شده است. این موضوع امروزه یکی از بدیهی ترین اصول علم اقتصاد و اقتصادهای سیاسی است.

آن چیزی که در غرب به نام آزادسازی اقتصادی یا رقابت آزاد و کامل مطرح و تبلیغ می شود فقط یک روی سکه علم اقتصاد است و این شاخه از علوم انسانی موقعی کامل می شود که رفتارهای طرف تقاضا هم کنترل و هدایت شود، در غیر این صورت وارد مرحله رهاسازی اقتصاد می شود که هرج و مرج فقط یکی از آثار آن است.

در خصوص بحران ارزی اخیر در کشوراین که سیاست های بانک مرکزی بموقع نبوده یا اثربخشی نداشته است ، شاید جای بحث باشد اما سؤال اصلی همچنان این است که آیا بانک مرکزی در حوزه وظایف خود که همان تأمین تقاضای واقعی بوده خوب کار کرده است یا نه؟

رفتارهای بانک مرکزی درستی کارهای این بانک را نشان می دهد و این بانک در برابر علایم و موارد غیر اقتصادی، وظیفه ای ندارد و وظایف نهادهای دیگری است که اولاً جو روانی برای بازار شکنی ایجاد نکنند و دوم این که به وظایف نظارتی خود در برابر افراد حقیقی و حقوقی که برای اقتصاد شکنی تلاش می کنند عمل نمایند و نظارت آنها بازدارنده باشد.

بانک مرکزی در یک سال اخیر با پدیده ای به نام سوء تقاضا (تقاضای نامحدود یا شبه نامحدود ارز) روبه رو شده است و وقتی یک بانک متعلق به نهاد عمومی با صراحت و تابلو وارد بازار ارز و سکه می شود و چندین بانک خصوصی هم این بازار را بر خلاف منافع اقتصادی و ملی کشور و حتی برخلاف وظایف قانونی خود و در تضاد صریح با بانکداری بدون ربا به هم می ریزند، وظیفه چه نهادهایی است که برخورد کنند؟

با هزار تأسف رسانه های متعلق به این نهادها نیز از پیامدهای این رفتارهای ضد اقتصادی بشدت علیه دولت استفاده کرده اند و این روند همچنان ادامه دارد.

آیا مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در این موارد هم بررسی کرده است یا این که در بدیهی ترین اصول علم اقتصادی هم تشکیک دارد یا با آنها آشنا نیست؟

البته انتظار می رفت در دوره مدیریت جدید روش های علمی و منطقی مورد توجه باشد و از تحلیل های فله ای و سیاه نمایی بر ضد دولت پرهیز شود، اما گزارش اخیر این مرکز درباره بازار ارز و هدفمندی یارانه ها نشان می دهد که حتی روشن ترین روش های تحقیق و تبیین علمی و اقتصادی هم لحاظ نمی شود.

جالب این است که در این گزارش با رد تأثیر تحریم ها و همگرایی عوامل داخلی فتنه اقتصادی با تحریم گرایان، هیچ اشاره ای به رفتار بانک یک نهادعمومی و چندین بانک خصوصی در کمک به تشدید سوء تقاضا در بازار ارز نشده است.

در علم اقتصاد هرگز تأمین تقاضای نامحدود یا شبه نامحدود وجود ندارد چون اگر عرضه یک کالایی نامحدود باشد که علم اقتصاد معنی ندارد.علم اقتصاد برای مدیریت منابع محدود است.

باید رفتار طرف های عرضه و تقاضا هم مدیریت شود و اگر رفتاری به ایجاد اختلال در بازار منجر شود باید برخورد شود.

در خصوص بحران ارزی باید بررسی شود که اظهارات برخی نمایندگان مجلس در رسانه ها که دائماً دولت را به برهم زدن عامدانه بازار ارز متهم می کردند چه تأثیری در تداوم بحران داشته است؟

برخی نمایندگان مجلس و مرکز پژوهش های مجلس به جای این که توطئه های دشمنان نظام را تطهیر کنند و به طور فله ای و با غرض ورزی همه تهمت ها را متوجه دولت کنند، یک ارزیابی هم از رفتار نهادهای مسئول مقابله با اقتصادشکنان داشته باشند. حداقل برای ریاکاری هم که شده است یک بار هم از نهادهای عمومی غیردولتی بویژه در پایتخت تحقیق و تفحص کنند. از عملکرد بانک های خصوصی هم در یک سال اخیر تفحص کنند، رفتار خبرگزاری ها و سایت ها و روزنامه ها را هم مورد توجه قرار دهند این راهم بدانند تحریم های اقتصادی دشمنان هرگز بی تأثیر نبوده است اما باید با همگرایی داخلی تأثیر آن را کاهش دهیم و تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم.

آیا تأخیر شش ماهه بررسی و تصویب بودجه سال 1391 کل کشور از بهمن ماه به خردادماه و اجرای آن از مرداد ماه، آن هم در سال تولید ملی تأثیر منفی بر اقتصاد ایران نداشته است؟ در بازار ارز مجموعه ای از عوامل دخالت دارد که خارج از حیطه دولت بوده است.

نهادهای نظارتی و مبارزه با اخلالگران بازار ارز و سکه چقدر تلاش کردند؟

اگر رفتار متقاضیان ارز و سکه از شر اقدامات نهادهای حقوقی و بانک های خصوصی و شبه خصوصی رها نشده و تقاضای سوداگری و ربوی حذف نشود نباید امیدی به ساماندهی آن داشته باشیم و در علم اقتصاد هم هرگز تأمین نیازهای نامحدود با عرضه نامحدود توصیه نشده و دیده نشده است.

علم اقتصاد هم دانش و هنر مدیریت تقاضای واقعی است نه تقاضای نامحدود.

تاریخ خبر: ۱٣۹۱/٠٧/۲٣

اخبار مرتبط