پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

تاثیر تغییر مدیران فرهنگی کشور بر اقتصاد

محمود خاقانی

به گزارش خبرهای بانکی، توماس فریدمن درفلسفه جهانی شدن که معرفی کرد معتقد بود سرمایه به آسانی می تواند از مرز ها عبور کند و درجستجوی فرصت ها از یک کشور به کشور دیگری هجرت کند و توسعه اقتصادی در سرزمین هایی که بسیاری تصور آن را ندارند ممکن است تحقق یابد. به اعتقاد فریدمن کشورها باید درها را برای ورود سرمایه باز نگه دارند و آماده پذیرائی از آن باشند.

طبیعی است سرمایه فرق نمی کند به دلار باشد یا یورو یا ین یا ریال و یا ....از مرزی عبور می کند که درآن طرف مرز شرایطی برای حضور و پذیرش آن فراهم باشد .

مهمترین شرطی که سرمایه دنبال آن دریک کشور میزبان می گردد وجود قانون است. سرمایه فقط به این نگاه نمی کند که قانون خوبست یا بد. بلکه برای سرمایه احترام به قانون و قانون مداری تمامی بخش های اقتصادی ، سیاسی و امنیتی درکشورمیزبان سرمایه اهمیت دارد . نگاهی به کشورهای موفق در جلب وجذب سرمایه که موجب رشد اقتصادی کلان در آن ها شده است این واقعیت را نشان می دهد. طبیعی است که احترام به قانون و قانون مداری درکشوری تجربه می شود که درآن شرایط نامحسوسی حاکم است که به آن اخلاق و فرهنگ گفته می شود موضوعی که این روزها بسیاری در باره ضعف آن در کشور نگران هستند و شاید بیشتر نگران هستند که این نگرانی ها را آشکار بیان کنند.

من یادم می آید که حدود پنجاه سال پیش تمام سعی و تلاش دولت حاکم براین استوار بود که جوانان در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه از فرهنگ اسلامی رویگردان باشند و به فرهنگی که مورد نظر آنها بود علاقه مند شوند. در بسیاری از موارد هم به اجبار متوسل می شدند. اما، چرا شکست خوردند و جوانان آنطور به اسلام روی آوردند که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران درسال 1357 جهان را متعجب کرد؟ چه عاملی باعث بود که جوانان دردوران پیروزی انقلاب اسلامی وبرای حفظ انقلاب اسلامی با عشق وعلاقه از تمامیت ارضی کشور اسلامی شان در برابر دشمن بعثی دفاع کردند؟ چه عاملی باعث بود که آن روزها علی رغم تحریم ، ارزان بودن قیمت نفت، مشکلات تامین مایحتاج مردم و جبهه ها و...مردم به هم یاری می کردند و این روزها آن اخلاق و فرهنگ کم یاب شده است؟ چرا آن روز ها ابعاد فساد و اختلاس بسیار کم بود و حالا آنقدر وسعت یافته که مسئولینی که نیت شان مبارزه با فساد و اختلاس است سعی دارند میزان آن به تدریج آشکار شود؟ نقش کاهش ارزش های اخلاقی در مشکلات اقتصادی چه اندازه است؟

آدام اسمیت اقتصاد دانان مشهور اسکاتلندی که او را پایه گذار علم اقتصاد مدرن نام می برند درکتابی که درسال 1776 میلادی نوشت تحت عنوان "ثروت ملت ها" این موضوع را مطرح کرده است که قوه محرکه هرفردی علاقه و منافعی است که دارد و در نتیجه درمنافع عمومی تاثیر می گذارد و سهیم می شود. او عقیده داشت که پیگیری علاقه و منافع فردی فقط برای این نیست که افراد قصد درآمد و پول دار شدن داشته باشند.

بنابراین ، بسیاری براین عقیده اند که نظریه آدام اسمیت همان است که ما این روزها به آن ارزش های فرهنگی می گوئیم . یعنی اینکه وابستگی و محدودیت های فرهنگی افراد می تواند تاثیر قوی بردست آورد های منافع اقتصادی و مالی افراد داشته باشد. درواقع ما این موضوع را دردوران تظاهرات علیه رژیم شاه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی پس از پیروزی انقلاب تجربه کردیم. البته باید اذعان داشت که نسل جوان ما از این فرهنگ و اخلاقی که درآن دوران در جامعه حاکم بود وبه همان دلیل مشکلات اقتصادی و تحریم ها و مشکلات جنگ تحمل شد تا حدودی بیگانه اند.

دراین تردیدی نیست که رفتار های ناشی از فرهنگ افراد و جامعه می تواند در اینکه شهر، استان و کشوری از شهر و استان و کشور دیگری اقتصاد بهتر و یا بدتری داشته باشد موثر است. من در صنعت نفت تجربه کرده ام که مردم منطقه خاصی در ایران بدلیل فرهنگ خاص و توانمندی های جسمی شان مثلا در رشته صنعت حفاری نفت و گاز از بسیاری دیگر در کشور ما جلوتر هستند و طاقت تحمل سختی های این صنعت را دارند.

مردم منطقه ای از کشور ما درامور اقتصادی قوی ترند و برخی دیگر در صنعت و غیره. بنابراین ، فرهنگ و اخلاق می تواند دریک کشور که از داشتن منابع ثروت نظیر نفت وگاز محروم است موجب شود که کشوری ثروت مند شوند و یا بالعکس با داشتن این منابع و عدم توانمندی و فرهنگ مناسب برای بهره برداری کشوری فقیر باشند.

متاسفانه درکشور ما رسم براین است که فقط دولت را مسئول همه مشکلات بدانیم. درحالیکه دولت یک سوم از سه قوائی است که نظام جمهوری اسلامی ایران را مدیریت می کنند. ما فقط می توانیم دولت را مورد هجمه و انتقاد قرار بدهیم.

اخیرا بحث قرارداد های جدید نفتی و برگزاری کنسرت های موسیقی و امور ورزشی و غیره در جامعه مطرح است و مخالفانی که در برابر مردم و مجلس شورای اسلامی پاسخگو هم نیستند. آن ها با گفته و رفتارشان نقش بسزایی درجلوگیری ازورود سرمایه گذاری مناسب برای توسعه اقتصادی کشور دارند و جایگزینی هم برای نظریه مخالف شان ارائه نمی کنند فقط و فقط انتقاد می کنند.

بدون اینکه راهکار و راهبرد مناسبی بدهند. همه آن ها هم نگرانی شان نگرانی فرهنگی است. متاسفانه توجه ندارند که وضع فعلی اقتصادی چه تاثیر منفی بر فرهنگ جامعه دارد و تا چه اندازه فرهنگ و اخلاق در جامعه دچار بحران است. بنابراین ، دولت یازدهم بنظر می رسد که تصمیم درستی گرفته است که از طریق تغیر درمدیریت فرهنگی دولت به حل مشکلات اقتصادی به پردازد.

*کارشناس انرژی

منبع: خبرآنلاین
تاریخ خبر: ۱٣۹۵/٠٨/٠٣

نظرات

٠ نظر

در صورتی که می خواهید پاسخ خود را دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید
ارسال نظر ...
نظری برای نمایش موجود نیست ، شما اولین نفری باشید که نظر می دهید!