پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

رسانه های مدرن؛ سرمایه داری و حکمرانی

مهدی حیدری- کارشناس اقتصادی

به گزارش خبرهای بانکی، در دنیای جدید، فرصت های بسیار زیاد موجود درعرصه ارتباطات اجتماعی و کسب و کار مرتبط با مطبوعات و رسانه ها به عنوان مولفه هایی که می تواند مرکز ثقل توسعه و پیشرفت اقتصادی باشند مطرح شده اند. ازاین رو،فرصت-های کسب و کار مجازی در دنیای اطلاعات و ارتباطات،در حوزه اقتصاد رسانه دارای جایگاه بسیار قابل توجه و نیز تاکید شده ارزیابی می گردد.با توجه به فرصت های مذکور و چالش های پیش رو در حوزه اقتصاد رسانه به نظر می رسد،اغلب فرصتهای سرمایه گذاری در زمینه ارتباطات ورسانه هابه ابداعات و اختراعات تکنولوژیکی بازمیگردد. پیشرفتهای تکنولوژیکی زیادی به وجود آمده و فرصت های آینده را کشف و خلق نموده و سرمایه¬گذاری¬های اقتصادی را در بسیاری از بخشهای ارتباطی ورسانه ای ممکن ساخته است.سرمایهگذاریها نیز باعث گسترش ابداعات جدید شده اند و اختراعات و نوآوری ها پشتیبانی از رشد فرصتهای کسب و کار رسانه ای را ایجاد نموده اند. در عرصه ارتباطات نوین، ابداع اینترنت و شبکه های آنلاین با سرمایه-گذاریهای ثابت اقتصادی و پشتیبانی های فرهنگی، مناسبات نوینی خلق و تامین کرده اند و توسعه تکنولوژی¬های روزآمد هرلحظه سریع تر شده و ایجاد کسب و کارهای جدید رسانه ای به شدت توسعه یافته اند .

در این میان سرمایه گذار کسیت و قصد و نیت آن از سرمایه گزاری در رسانه، بخصوص رسانه های نوظهور چیست؟ بی شک سرمایه گزار اصلی هر کسی باشد، می توان نشان از یک حکمرانی با تعریفی جدید را به عرصه رسانه وارد کند. هدف کلی از ارائه این مقاله شناسایی و هدف سرمایه گذاری در رسانه های نوظهور است.

 حکمرانی

زمانه‌ی کنونی که از آن در غرب با عنوان مدرنیته متأخر نام برده می‌شود، دارای ویژگی‌های متمایزی نسبت به سال‌های قبل‌تر دنیای مدرن است. اینترنت و انبوه اطلاعات، مصرف‌گرایی و برخی ویژگی‌های دیگر، آن را از مدرنیته‌ی کلاسیک متمایز شکل می‌کند. در مدرنیته‌ی کلاسیک از کنترل رسانه‌ها توسط سرمایه‌داران و آنگاه تصویب قوانین به نفع آن‌ها سخن گفته می‌شد. اما اوضاع و نسبت این سه‌گانه‌ی قانون، رسانه و سرمایه در مدرنیته متأخر شکل دیگری یافته است. نظام اجتماعی کنونی چه در غرب و چه در کشورهای جهان سوم، دچار نوعی خودسری تکنولوژیک شده است و افسارش از دست قانون خارج شده است. رسانه هویتی مستقل یافته است که دیگر به عنوان یک ابزار نمی‌تواند در اختیار انسان‌ها قرار گیرد. سرمایه هم دیگر شکلی کاملاًبین‌المللی گرفته و با مناسبات سیاسی و نظام سیاسی بین‌الملل پیوند یافته و ممزوج شده است؛ لذا تحلیل شرایط موجود، با برداشت‌های کلاسیک امکان‌پذیر نیست. در این میان حکومت در معنای عام و حکمرانی () در معنای خاص می تواند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد. حکمرانی را می توان (( نفوذ هدایت شده در فرایند های اجتماعی )) تعریف کرد که مکانیسم های مختلفی در آن درگیر هستند برخی از این مکانیسم ها بسیار پیچیده اند و فقط از بازیگران بخش دولتی سرچشمه نمی گیرند پس جای تعجب نیست که واژه حکمرانی تبدیل به یک شعار در سالیاناخیر شده و در محیط های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است.ارائه تعریفی از حکمرانی چالشی ظریف و پیچیده است به نظر می رسد اگر بخواهیم با مفهوم ارائه تعریفی از حکمرانی، حکمرانی مشابه دولت نیست حکمرانی موضوعی است درباره نحوه تعامل دولتها و سایر سازمانهای اجتماعی با یکدیگر نحوه ارتباط این ها با شهروندان و نحوه اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده حکمرانی فرایندی است که از آن طریق جوامع با سازمانها تصمیمات مهم خود را اتخاذ و مشخص می کنند چه کسانی در این فرایند درگیرشوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند سیستم حکمرانی چارچوبی است که فرایند متکی بر آن است بدین معنی که مجموعه ای از توافقات رویه ها قراردادها و سیاست های مشخص می کنند که قدرت در دست چه کسی باشد تصمیمات چگونه اتخاذ کردند و وظایف چگونه انجام و ادا می شود مفهوم حکمرانی را می توان در سطوح مختلفی چون سطح جهانی، ملی، سازمانی و جوامع محلی مورد استفاده قرار داد چهار بخش اصلی جامعه که می توانند هر یک به نوبه خود انجام امور انجام وظیفه کنند عبارتند از : کسب و کار، موسسات جامعه مدنی ( شامل سازمانهای داوطلب و بخش غیر انتفاعی ) دولت و رسانه.این بخش ها با یکدیگر تداخل دارند اندازه هر یک از این بخشها ممکن است در کشور های مختلف متفاوت باشد مثلا در کشوری ممکن است بخش نظامی و یایک حزب سیاسی بخش اعظم فضا را اشغال کرده باشد در این شرایط نقش دولت کم رنگتر خواهد بود در بسیاری از کشورها قدرت در سطح مرزهای این بخش توزیع می شود در بعضی کشورها اندازه بخش خصوصی در حال گسترش بوده و برخی از وظایف دولت به کسب و کارهای خصوصی سپرده شده است.

بسیاری از صاحب نظران حکمرانی معتقدند که این واژه مرتبط با اتخاذ تصمیماتی درباره جهت و هدایت است یکی از تعاریف ارائه شده در خصوص حکمرانی آن را بدین صورت تعریف می کند : حکمرانی، هنر هدایت جوامع و سازمانهاست اینکه واژه هدایت کردن واژه مناسبی هست نه پاسخ مناسبی وجود ندارد اما این نکته مشخص است که حکمرانی شامل تعاملات بین ساختارها فرایند ها و سنتهایی می شود که نحوه اعمال قدرت نحوه اتخاذ تصمیمات و نحوه اظهار نظر شهروندان و سایر ذینفعان را مشخص می کند اساسا حکمرانی درباره قدرت روابط و پاسخگویی است ؛ چه کسی صاحب نفوذ است چه کسی تصمیم می گیرد و تصمیم گیران چگونه پاسخگو باقی می مانند (آدامز و همکاران،2006).

رسانه های مدرن و حکمرانی مصرف

کشورهای سرمایه داری پس از رسیدن به مرحله تولید انبوه برای جلوگیری از رکود اقتصادی به مصرف كالاها نياز داشتند.

اين كشورها با انگيزة كسب سود و با هدف فروش توليدات، پديدة مصرف گرايي را بهعنوان يكي از عناصر اصلي جهاني شدن مطرح ساختند ؛ سپس، در گسترش پديدةمصرف گرايي در كشور خود و كشورهاي ديگر اهتمام ورزيدن د. اين كشورها براي رسیدن به این هدف، از وسائل مختلفی از جمله از رسانه ها به عنوان ابزاری هنجاز فرصت سود جستند (خانیکی، 1386).

در كشورهاي سرمايه داري، توليد و مصرف چرخ دنده هاي اقتصادي هستند. كشورهايسرمايه داري براي پيشرفت اقتصادي، به مصرف همانند توليد نياز دارند. در اين كشورها،مصرف با برنامه ريزي اقتصادي صورت مي پذيرد. هدف از مصرف، پيشرفت هرچه بيشتر دراقتصاد است. بنا بر آنچه گفته شد، كشورهاي توسعه يافتة سرمايه داري، با تدبير و درايتلازم، از رسانه ها در جهت اهداف اقتصادي بهره مي جويند. اما، در كشورهاي جهان سوم،وضعيت به گونة ديگري است. توليدات كشورهاي جهان سوم در سطح پاييني قراردارد. بهعلاوه، پديدة رسانه و مصرف گرايي در كشورهاي جهان سوم پديده اي برون زاست؛ بههمين دليل اين كشورها كمتر مي توانند صحيح و كارا از اين دو پديده استفاده كنند. بنابراين،كشورهاي جهان سوم بدون تدبير و برنامه ريزي صحيح به پرورش نياز آفريني مي پردازند.علاوه بر اين مسئله، در كشورهاي جهان سوم، تقاضا براي مصرف كالاهاي خارجي بهواسطة رسانه هاي خارجي و حتي رسانه هاي داخلي افزايش مي يابد. در جهان امروز مهمترین کالاهایی که می توان به عنوان کالاهای پرمصرف نام برد رسانه های مدرن دیجیتالی هستند. این رسانه ها علاوه بر از بین بردن رسانه ها سنتی می توان گفت از بین برنده ی بسیاری از فرهنگ های قدیمی جامعه نیز می باشند (طالبی دلیر، 1393).

رسانه های مدرن

رسانه های دیجیتال فارغ از نیاز به استفاده از ابزارهای سنتی ارتباطات بوده، و انواع پیامهای صوتی، نوشتاری و تصویری را منتشر می کند.رسانه های دیجیتال، فضایی تعاملی، سریع، دارای بازخور فوری و در بعضی موارد بی واسطه را برای مخاطبینفراهم  می سازد.رسانه های دیجیتال، فضایی تعاملی، سریع، دارای بازخور فوری و در بعضی موارد بی واسطه را برای مخاطبین فراهم  می سازد.امکانات و تجهیزاتی که رسانه های دیجیتال پیش روی مخاطبان قرار می دهد بسیار متنوع و دارای انعطاف است. و یک کاربر مسلط به این رسانه می تواند آرای متنوع و امکانات و ظرفیتهای رسانه ای مختلفی را در اختیار داشته باشد.

رسانه های دیجیتال هم ابزار محسوب شده و هم در ماهیت فرهنگی تاثیر گذار است. به عبارت دیگر رسانه های دیجیتال از جنبه ابزاری چون قادر به برقراری صورتهای مختلف ارتباطی هستند، امکان نشر پیامها را بیشتر دارا می باشد.رسانه های دیجیتال هویت ساز می باشند، ماهیت رسانه های دیجیتال به گونه ای فراتر از محتوای پیام، به نوعی خود پیام می باشد.رسانه های دیجیتال نسبت به رسانه های دیگر (تلویزیون و رادیو) دارای ظرفیت وتوان بیشتری می باشد. در این رسانه امکان ارتباط سریع، جهان گستر، دوطرفه متنوع فراهم می باشد (رضوی زاده، 1384).

از منظر جامعه شناسان فشردگی زمان یا سرعت گرفتن تاریخیکی از کلیدی ترین ویژگی های عصر جدید است. بر این مبنا چه بسا رسانه های فعلی تا چند دهه دیگر به رسانه های سنتی تبدیل شده و در مواجهه با رسانه های الکترونیک و دیجیتال جدید به بازسازی خود بپردازند. از جمله ویژگی های رسانه های دیجیتالی تکثر و تنوع رسانه ای، فردیت فعال و خلاق، تعاملی شدن، گستردگی دامنه انتخاب مخاطبان، همگرایی تکنولوژیکی، سرعت و استفاده از فضاهای مجازی است. نظر به این ویژگی ها و پیامدهای مثبت و منفی حاصل از آن، به نظر می رسد برای برون رفت از تقابل های حاصل از دیجیتالی شدن رسانه ها و کارآمدسازی رسانه های سنتی، راهبردهای موثر می تواند شامل استفاده از ظرفیت های ذاتی رسانه های سنتی، بازسازی رسانه های سنتی در پرتو وجوه مثبت رسانه های جدید، مشخص کردن نقاط آسیب پذیر در قبال رسانه های دیجیتال، بالا بردن کیفیت تولیدات رسانه ای و توجه به نیازهای مخاطبان باشد.

از جمله ویژگی های رسانه های مدرن نسبت به رسانه های قدیمی را اینگونه برشمرد:

1- رسانه های الکترونیکی و دیجیتالی فی نفسه و با اتکا بر ظرفیت ها و امکانات فنی و تکنولوژیکی خود زمینه های سخت افزاری لازم را برای تکثر و تنوع رسانه ای فراهم می کنند؛ البته شاید اشاره و توجهی به رادیو آماتوری برای اثبات این که امکان چنین تنوع و تکثری در چارچوب امکانات رسانه های سنتی نیز مقدور بوده است، صورت گیرد؛ اما اندکی آشنایی با رسانه ای نظیر پادکست می تواند امکانات تنوع و تکثری را که در پرتو تولید محتوای رادیویی در فضای اینترنتی حاصل میشود در قیاس با رادیو آماتوری کاملا مشخص کند. به بیان دیگر، تنوع و تکثر حاصل از فعالیت پادکست ها، چه از نظر امکانات و مقدورات و چه از حیث ظرفیت ها و توانایی ها، قابل قیاس با رادیو و حتی رادیو آماتوری نیست. نمونه ای دیگر از این تنوع و تکثر رسانه ای را می توان در فضای اینترنت، سایت ها، وبلاگ ها، تلفن همراه و غیره نیز پیگیری کرد که در مجموع فضای رسانه ای کاملا متفاوتی نسبت با فضای پیشین که تحت سیطره شبکه های محدود رادیویی و تلویزیونی بود می سازد.

2- رسانه های الکترونیکی و دیجیتالی بر فردیت خلاق و فعال دامن می زند. نظریه پردازان انتقادی دهه های 60 و 70میلادی، جامعه مدرن را جامعه ای معرفی می کردند که در آن افراد منفرد با روابط سرد و رسمی نهادهای بوروکراتیک به یکدیگر مرتبط شده و وجودشان تحت سیطره رسانه های فراگیر مدرن به صورت منفعلانه ای شکل می گرفت؛ اما رسانه های الکترونیکی و دیجیتالی بر مبنای شرایط فراهم آمده مدعی فضای ارتباطی ای هستند که در آن هر فردی می تواند فعالانه درگیر در یک نظام ارتباطی شده و با استفاده از این رسانه های جدید به لف و نشر عقاید و اطلاعات خویش بپردازد.در چنین فضایی، دیگر پیام از یک منبع منفرد برای انبوه انسان ها ارسال نمی شود، بلکه این امکان وجود دارد که در سطحی وسیع افراد به صورت انفرادی با استفاده از این رسانه های دیجیتال و الکترونیک به صورت اختیاری و داوطلبانه به تولید پیامیا مشارکت در فرآیندهای ارتباطی تعاملی بپردازند و فارغ از ارتباطات عمودی سابق، در شبکه های افقی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

3- رسانه های الکترونیکی و دیجیتال آنچنان مصرف رسانه ای و نقش مخاطب را دگرگون کرده اند که برخی صاحب نظران داعیه عصر مرگ مخاطب و ایجاد متعامل (interactor) را دارند که حکایتگر ارتباط دوسویه میان فرستنده و گیرنده است.

4- رسانه های الکترونیکی و دیجیتال منوی رسانه ای (media menu) دامنه انتخاب مخاطبان را بسیار وسیع می کنند.

5- شتابندگی از دیگر ویژگی های عصر دیجیتال است. در نتیجه این ویژگی فاصله میان پرسش و پاسخ و درخواست و اجابت بشدت کاهش مییابد. چنین شتابندگی ای رسانه های سنتی را بر آن می دارد تا با اختصاص سهم وسیع تری از تولیدات خود به تولیدات زنده و مستند با شرایط جدید سازگار شوند.

6- رسانه های دیجیتال با اتکا به ظرفیت ها و ویژگی هایی نظیر برقراری ارتباط دوسویه و متعامل بازسازی واقعیات به صورت مجازی و استفاده از ظرفیت های چندرسانه ای کارکردهای آموزشی بسیار وسیع و جذابییافته اند و عرصه را برایفعالیت آموزشی رسانه های سنتی بسیار تنگ کرده اند.

7- رسانه های دیجیتال و الکترونیکی در قیاس با رسانه های سنتی گستره توزیع وسیع تری دارند و کمتر کنترل پذیرند. به عبارت مشخص تر در حالی که گستره پخش رسانه های سنتی توسط مقررات سرزمینی عموما محدود می شود، رسانه های جدید نظیر اینترنتیا ماهواره چنین محدودیتی نداشته و در گستره بسیار وسیعی پخش می شوند. پس بسیاری معتقدند در حالی که اصالتا رسانه های سنتی ملی هستند، رسانه های دیجیتالی جدید از اساس جهانی اند؛ البته این سخن بدان معنا نیست که هیچ گونه کنترلی بر رسانه های دیجیتالی اعمال نمی شود، بلکه گستره ای از اهرم های کنترلی پنهان و چند لایه بر آن حکمرانی می کند.

8- در حالی که استفاده از رسانه های سنتی به کمترین سطح آموزش احتیاج داشته و دارد و بر همین اساس براحتی در میان مردم کشورهای مختلف به صورت بالقوه قابل استفاده بود، رسانه های دیجیتال عموما پیچیدگی هایی دارند که استفاده از آنها ما را به آموزش و یادگیری محتاج کرده است. بر این اساس، در سطح ملی و بین المللی و نیز در تمامی بخشهای سخت افزاری، نرم افزاری، تولید، توزیع و مصرف، شاهد شکافی اساسی به نام شکاف دیجیتال هستیم.

9- رسانه های دیجیتال و الکترونیک با توجه به امکانات فناورانه ای که برای همگرایی تکنولوژیک دارند و نیز با توجه به روندهای اقتصادی و سیاسی حاکم بر عرصه بین الملل، تمایل بسیار زیادی به تولید محصولات چند رسانه ای با ترکیب متن، گرافیک، صدا، تصویر و غیره برای جذب مخاطب داشته و سعی دارند تمامی احساسات انسان را درگیر فرآیند ارتباطی کنند؛ در نتیجه، مرزهای حایل بین حوزه ها، سازمان ها، ساختارها و افراد فرومی ریزد و قطبهای رسانه ای غول پیکری شکل می گیرند که عموما در خدمت کارتل های اقتصادی و قدرتمندان سیاسی قرار داشته و امپراتوری دیجیتالی را شکل می دهند. این امپراتوری ها بر مالکیت مستعمره ها تمرکز ندارند، بلکه بر کنترل شبکه های جهانی رسانه ای، امنیتی، بازارها و ارتباطات تاکید داشته و به کنترل انفورماتیک جهان می پردازند (میگن، 2006).

نظر به ویژگی های مثبت و منفی ای که برای رسانه های دیجیتال و الکترونیکیاشاره شد و نیز با توجه به نسبت تقابلییا تکمیلی این رسانه ها با رسانه های سنتیباید بدنبال راه حلی برای برون رفت از این معضلات بود چرا که این خواص می تواند هماه حکمرانی مصرف در رسانه باشد که قدرت های بزرگ و سرمایه دارن ابزار را برای مصرف اماده کرده و در هر حالی در دسترس مصرف کننده قرار می دهند. خوراک این مصرف کننده ها علاوه بر خرید و استفاده از تکنولوژی مصرف فرهنگ و خواسته ی سرمایه داران است. دقیقا این همان نکته ای است که نویسنده در عنوان به آن اشاره کرده است که سرمایه دارران حکمرانان بلامنازع رسانه های مدرن هستند.

رسانه های مدرن و دیپلماسی

یکی از خوراک های بی قید و شرط رسانه دیپلماسی است. فناوریهای‌ نوین‌ ارتباطی‌ و ورود بازیگران‌ غیردولتی‌ به‌ عرصه‌ دیپلماسی‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا شیوة‌ تازه‌ای‌ از دیپلماسی‌ایجاد شود که‌ افکار عمومی‌، با کمک‌ فناوری‌ نوین‌ ارتباطی‌ رشد یابد. در این وضعیت‌ مرزهای‌ ملی‌ دیگر مانعی‌ برای‌ ارسال‌پیام‌های‌ بین‌المللی‌ به‌ حساب‌ نمی‌آیند و لذا بازار آژانس‌های‌ تبلیغاتی‌ و اطلاعاتی‌ رونق‌ یافته‌ و علم‌ ارتباطات‌ وکارشناسان‌ ارتباطی‌ مورد توجه‌ دولت‌ مردان‌ و کارگزاران‌ سیاست‌ خارجی‌ کشورها قرار گرفته‌ اند‌. انقلاب‌ اطلاعات‌و جهانی‌ شدن‌ عرصة‌ ارتباطات‌، دیپلماسی‌ رسانه‌ها را اصلی‌ترین‌ جزء مکمل‌ سیاست‌ خارجی‌ نموده‌ است‌. برخلاف‌گذشته‌ که‌ برتری‌ نظامی‌، قدرت‌ جهانی‌یک‌ کشور را تعیین‌ می‌کرد، امروزه‌ توانایی‌یک‌ کشور در استفاده‌ از رسانه‌هااست‌ که‌ تصویر برتر بین‌المللی‌ را شکل‌ می‌دهد. بنابراین‌ جهت‌ موفقیت‌یک‌ سیاست‌ خارجی‌، توانایی‌ ایجاد و حفظ‌یک‌ تصویر مطلوب‌ بین‌المللی‌ در جامعه‌ جهانی‌ ضروری‌ می‌باشد. در عصر جهانی‌ شدن‌، کشورهایی‌ که‌ دارای‌فناوریهای‌ ارتباطی‌ جدید و برتر باشند و بر جریانهای‌ جهانی‌ اطلاعات‌ کنترل‌ داشته‌ و همچنین‌ از رسانه‌ جهان‌ گسترنیرومندی‌ برخوردار باشند، می‌توانند تصویر برتر بین‌المللی‌ خود را القاء کنند. بنابراین‌، «قدرت‌ جهانی‌»یک‌ کشور به‌توانایی‌ دیپلماسی‌ رسانه‌ای‌اش‌ ارتباط‌ می‌یابد و به‌ همین‌ دلیل‌ سیاست‌ خارجی‌ باید جهت‌ موفقیت‌ در فرایند جهانی‌شدن‌ همراه‌ با نقش‌ دیپلماسی‌ رسانه‌ای‌ از فناوریهای‌ جدید اطلاعاتی‌ - ارتباطی‌ سود ببرد. ‌

در دورة‌ جدید نه‌ تنها سیاست‌ خارجی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از بخش‌های‌ مهم‌ در محتوای‌ رسانه‌ها خود را نشان‌ داده‌ است‌، بلکه‌ فراتر از آن‌ روابطی‌ تعاملی‌ میان‌ رسانه‌ها و سیاست‌ خارجی‌ برقرار گردیده‌ است‌. بدین‌معنی‌ که‌ دو نهاد رسانه‌ و دستگاه‌ سیاست‌ خارجی‌، تأثیر و تأثرات‌ متقابلی‌ بر هم‌ به‌ جای‌ می‌گذارند.

مهم‌ترین‌ نقشی‌ که‌ رسانه‌ها در یک‌ فرایند سیاسی‌ ایفاء می‌کنند، همچون‌ پل‌ ارتباطی‌ جهت‌ اطلاع‌رسانی‌ و آگاه‌سازی‌سیاستگذاران‌ و جامعه‌ نسبت‌ به‌ دیدگاههای‌یکدیگر و اتفاقات‌ و رویدادهای‌ سیاسی‌ است‌. تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌رسانه‌ پیش‌ از وظیفه‌ واسطه‌گری‌ ارتباط‌، نقش‌ها و کارکردهای‌ وسیع‌تری‌ را در ارتباطات‌ سیاسی‌ به‌ اجرا در می‌آورند.به‌ اعتقاد «برناردکوهن‌» محقق‌ نامدار آمریکایی‌ ارتباطات‌ بین‌المللی‌: کارکرد رسانه‌ها بیش‌ از فراهم‌ ساختن‌ اطلاعات‌ وانتقال‌ دیدگاهها است‌. رسانه‌ها ممکن‌ است‌ در این‌ که‌ به‌ مردم‌ بگویند چه‌ فکر کنند، توفیق‌ حاصل‌ ننمایند، امامی‌توانند به‌ مخاطبان‌ خود بگویند درباره‌ چه‌ چیزی‌ بیندیشند.رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ ابتدا از طریق‌ تأثیر بر افکار عمومی‌ و سپس‌ از این‌ طریق‌ فرآیند تصمیم‌گیری‌ در سیاست‌ خارجی‌تأثیر می‌گذارند (رضائیان، 1383).

به‌ طور کلی‌ تأثیر رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ بر افکار عمومی‌ را می‌توان‌ به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ کرد:

1- تأثیری‌ که‌ بر افکار رهبران‌ سیاسی‌ دارند و در واقع‌ افکار تصمیم‌گیرنده‌ را در عرصه‌های‌ مختلف‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌هدایت‌ می‌کنند.

2- تأثیری‌ که‌ رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ بر افکار عمومی‌ توده‌های‌ مردم‌ دارند و آن‌ را کنترل‌ می‌کنند. رسانه‌های‌ بین‌المللی‌مهم‌ترین‌ ابزار دیپلماسی‌ خارجی‌ هر کشور هستند. بدون‌ ابزار رسانه‌ای‌ و ارتباطی‌ مؤثر برای‌ اقناع‌ افکار عمومی‌ وتوجیه‌ سیاست‌ خارجی‌ در سطوح‌ جهان‌، هیچ‌ کشوری‌ نمی‌تواند در صحنة‌ بین‌المللی‌، منافع‌ و اهداف‌ ملی‌اش‌ رادنبال‌ کند، سیاست‌ خارجی‌اش‌ را پیش‌ ببرد و جایگاهش‌ را در نظام‌ بین‌الملل‌ ارتقاء دهد. بنابراین‌، هر کشوری‌ چنانچه‌بخواهد سیاست‌های‌ خارجی‌یا اهداف‌ ملی‌اش‌ را در خارج‌ از مرزها به‌ شکل‌ منطقی‌ پی‌گیری‌ نماید لاجرم‌ بایستی‌قبلاً زمینه‌های‌ مقدماتی‌، روانی‌ و فکری‌ این‌ سیاست‌ها را فراهم‌ کند. کشورهای‌ قدرتمند نفوذ خود را مدیون‌رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ هستند که‌ در پوشش‌ اطلاع‌رسانی‌ و تنویر افکار عمومی‌، ، حول‌ تأمین‌ منافع‌ کشور و پیشبرد سیاست‌ خارجی‌ به‌تبلیغات‌ سیاسی، اطلاع‌ رسانی‌ و تنویر افکار عمومی‌‌ می‌پردازند. این‌ رسانه‌ها در شناخت‌ فرصت‌ها و زمینه‌های‌ تحقق‌ سیاست‌ خارجی‌ نیز به‌ کارگزاران‌خارجی‌ کشورها کمک‌ می‌کنند (رفیع پور، 1378).

نظام‌های اجتماعی برخلاف آنچه قانون‌گذاران تصور می‌کنند، نظام‌هایی نیستند که بتوان از طریق زوج قانون/مجازات مدیریتشان کرد. برعکس برای آنکه بتوانیمیک نظام اجتماعی پیچیده و متأخر را کنترل و مدیریت کنیم و زندگی را برای همه بهتر کنیم نیاز به آن داریم که خودگردان و خودآفریننده‌بودن این نظام‌ها را درک کنیم. یعنی درک کنیم که نظام‌های خودگردان اجتماعی دارای برتری بیولوژیک نسبت به توهم برتری سیاسی قدرت‌های دموکراتیک و غیردموکراتیک هستند. درک کنیم که هر دوی این سیستم‌های سیاسی توهمییکسان را حمل می‌کنند و آن اینکه از طریق فرایند نمایش/سرکوب می‌توانندیک نظام اجتماعی را به سویی ببرند که همه در آن صرفاً اطاعت کنند و مقاومت به صفر برسد و یک نظام الیگارشیکیا حداقلی بتواند بر پایه‌ی صرفاً زور و خشونت بر اکثریتی هرچه بزرگ‌تر حکومت کند.

از طرف دیگر باید اذعان‌ داشت‌، اهمیت‌ رسانه‌ها در دنیای اطلاعات موجب ‌شده‌ است‌ رسانه‌های‌ جمعی‌ به‌ عنوان‌ نهادهای‌ فراملی‌، جایگاه‌ خود را در عرصة‌ دیپلماسی‌ غیردولتی‌ در فرآیندجهانی‌ شدن‌ به‌ نمایش‌ گذارند. وارد شدن‌ جریان‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ در عرصة‌ دیپلماسی‌ و رشد استفاده‌ از ابزارها وفناوریهای‌ نوین‌ ارتباطی‌ در سیاست‌ خارجی‌ باعث‌ شده‌ است‌ شیوه‌ای‌ جدید از دیپلماسی‌ موسوم‌ به‌ دیپلماسی‌عمومی‌ (Public Dioplomacy) بروز کند که‌ به‌ افکار عمومی‌ توجه‌ عمده‌ای‌ نشان‌ می‌دهد. به‌ عبارت‌ دیگر،رسانه‌ها با شفاف‌سازی‌ اطلاعات‌ و افزایش‌ ورودی های‌ متنوع‌ به‌ درون‌ دستگاه‌ تصمیم‌گیری‌ سیاست‌ خارجی‌، نوعی‌دیپلماسی‌ باز (Open Diplomacy) را تقویت‌ می‌کنند. در واقع‌ انقلاب‌ اطلاعات‌ و جهانی‌ شدن‌ عرصه‌ ارتباطات‌،دیپلماسی‌ رسانه‌ را اصلی‌ترین‌ جزء مکمل‌ سیاست‌ خارجی‌کرده‌ است‌. چرا که‌ مرزهای‌ ملی‌ دیگر مانعی‌ برای‌ ارسال‌پیامهای‌ بین‌المللی‌ به‌ حساب‌ نمی‌آید. از این روتقویت‌ روابط‌ فراملی‌ بر اثر گسترش‌ نوعی‌ پیوند و تعامل‌ بین‌ مردم‌، حکومتها وسازمانهای‌ بین‌المللی‌ غیرحکومتی‌ بروز نموده است که‌ به‌ ایجاد نوعی‌ دیپلماسی‌ سه‌ جانبه‌ (Trile track Diplomacy)منجر می‌شود. در انتها باید گفت‌ در عصر جهانی‌ شدن‌ هر حکومت با با تغییر تعریف حکمرانی همراه است که علاوه بر شیوع بیماری مصرف

باشکل‌دهی‌ اخبار و اطلاعات‌ به‌ درک‌ بحث‌های‌ سیاسی‌ توسط‌ مردم‌ کمک‌ می‌کنند و بدین‌ وسیله‌ مردم‌ را در اقدامات‌غیرداخلی‌ حکومت‌ با دولت‌ همراه‌ می‌سازند و از سوی‌ دیگر فشار افکار عمومی‌ جهانی‌ را متوجة‌ دولتهایی‌ می‌سازندکه‌ با سیاست‌های‌ آنان‌ سازگار نیستند.

تاریخ خبر: ۱٣۹۵/٠۲/۲۹

اخبار مرتبط

نظرات

٠ نظر

در صورتی که می خواهید پاسخ خود را دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید
ارسال نظر ...
نظری برای نمایش موجود نیست ، شما اولین نفری باشید که نظر می دهید!