پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

عضوشورای فقهی بانک مرکزی در نشست با بانک قرض الحسنه رسالت مطرح کرد:

استراتژی بانک ها در دوران پساتحریم

خبرهای بانکی- بنگاه‌های کوچک و متوسط( small and medium-sized enterprises) در برابر صنایع بزرگ قرار می‌گیرد و نسبت به آن مزایای بسیاری از جمله ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال‌آفرینی و انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. این بنگاه¬ها که به ‌اختصار SME نامیده می‌شود، تعاریفی همچون صنایع کوچک و متوسط، کسب و کارهای کوچک و متوسط، شرکت‌های کوچک و متوسط و ... را در برمی¬گیرد که البته در برخی موارد نیز به ‌جای واژه کوچک از واژه خرد استفاده شده است

بنگاه‌های کوچک و متوسط( small and medium-sized enterprises) در برابر صنایع بزرگ قرار می‌گیرد و نسبت به آن مزایای بسیاری از جمله ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال‌آفرینی و انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. این بنگاه¬ها که به ‌اختصار SME نامیده می‌شود، تعاریفی همچون صنایع کوچک و متوسط، کسب و کارهای کوچک و متوسط، شرکت‌های کوچک و متوسط و ... را در برمی¬گیرد که البته در برخی موارد نیز به ‌جای واژه کوچک از واژه خرد استفاده شده است.

به گزارش پایگاه خبرهای بانکی، تعریف صنایع کوچک و متوسط در کشورهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارد و تابع شرایط اقتصادی و صنعتی حاکم است. برخی از معیارهایی که برای تعیین نوع صنایع (کوچک، متوسط و بزرگ) به‌کار می‌روند عبارتند از تعداد کارکنان، سرمایه، دارایی کل، حجم فروش و ظرفیت تولید. در این میان رایج‌ترین معیار، تعداد کارکنان است که این نیز از کشوری به کشور دیگر متفاوت تعیین می‌شود. اما در این میان آنچه که مهم است نقش این بنگاه¬ها در اقتصاد کشور و همچنین آسیب¬های است که این بنگاه¬ها با آن مواجه و دست و پنجه نرم می¬کنند. بسیاری از بنگاه¬های کوچک و متوسط کشور ما در سال¬های اخیر متحمل ضررهای شده که اجرای برجام امیدی را برای آنها به ارمغان آورده است. در این میان، نقش بانک¬ها در دوران پسا تحریم و همچنین پساتحریم و افزایش منابع قرض¬الحسنه¬ای ما را بر آن داشت تا گفتگویی با حجت¬الاسلام و المسلمین دکتر سیدعباس موسویان عضوشورای فقهی بانک مرکزی و دبیر کمیته فقهی سازمان بورس و اوراق بهادار داشته باشیم. این گفتگو را از دست ندهید.

-تحریم چه نقشی در وضعیت بنگاه¬های کوچک داشته و با اجرای برجام برای این بنگاه¬ها چه وضعیتی را پیش¬بینی می¬کنید؟

بنگاه¬های خرد چون فعالیت¬هایشان خیلی عمیق نیست در شرایط تحریم بیشترین آسیب را می¬بینند. با یک تحریم مواد اولیه کل کارخانه یا شرکت فرو می¬ریزد و ظاهرا صنعتی از هم می¬پاشد یا با بالا رفتن نرخ ارز یک فعالیت اقتصادی مختل می¬شود.

امید است با برداشته شدن تحریم¬ها، فعالیت¬های بخش متوسط اقتصادی ( که البته باز به تدبیر دولت برمی¬گردد که چقدر دغدغه بخش بنگاه¬ها خرد و متوسط را داشته باشد)رونق و جانی تازه بگیرد. بنگاه¬های خرد و متوسط برای ایران بسیار مهم هستند و نوعا بنگاه¬های متوسط میزان کاربری و اشتغال بالای دارند. برخلاف کارخانه¬های بزرگ که عمدتا سرمایه¬بر هستند تا کاربر. وابستگی بنگاه-های بزرگ به تکنولوژی بالاست و نهاد سرمایه در آنها حرف اول را می¬زند. اما در بنگاه¬های خرد نهاد کار مهم است. اگر در سیاست کلی اقتصاد مقاومتی و بودجه سنواتی برنامه ششم توسعه جهت-گیری دولت به سمت توسعه بنگاه¬های خرد و متوسط باشد، این بنگاه¬ها و به دنبال آن اقتصاد کشور رشد خواهد کرد.

رفع تحریم می¬تواند افزیش منابع قرض¬الحسنه¬ای را به دنبال داشته باشد؟

امید می¬رود با برچیده شدن تحریم¬ها و رونق گرفتن کسب و کار در فضای کلی، تورم فروکش کند و تک رقمی شود. زمانی که تورم در ایران زیر 10 درصد بود و گاهی به 6 تا 7 درصد هم می¬رسید. خیلی از مردم پول¬هایشان را در قالب سپرده¬های جاری یا سپرده¬های پس¬انداز قرض الحسنه می-گذاشتند. بعضی از سال¬ها سهم سپرده¬های جاری و قرض¬الحسنه در بانکداری به حدود 35 درصد می¬رسید. در برخی از بانک¬های خاص گاهی شاهد بودیم سهم سپرده¬های جاری و پس¬انداز بیش از سپرده¬های سرمایه¬گذاری بود یعنی بیش از 50 درصد سپرده¬های از نوع قرض بود. اما وقتی نرخ تورم به 25 تا 30 درصد می¬رسد، فرد احساس می¬کند دارایی¬اش هرروز کمتر شده و نسبت به قرض¬الحسنه کم¬رغبت می¬شود. الان آمار بگیرید در سال¬های اخیر سهم سپرده¬های جاری و پس¬انداز روی هم گاهی به 10 درصد در نظام بانکی می¬رسد و 90 درصد به سپرده¬های سرمایه¬گذاری کوتاه و بلند¬مدت رسیده است. امیدواریم بعد از تحقق برجام و برچیده شدن تحریم¬ها و رونق گرفتن اقتصاد و مدیریت صحیح بخش اقتصادی دولت بویژه بانک مرکزی روی حجم پول و مسائل مرتبط، نرخ تورم با همین روندی که روبه کاهش است ادامه داشته باشد و طی دو سال آینده نرخ توم به تک رقمی برسد. وقتی نرخ تورم به تک رقمی برسد، نرخ سود سپرده¬های بانکی هم کاهش می¬یابد و شاهد خواهیم بود استقبال از قرض¬الحسنه افزایش می¬یابد. همچنین با توجه به اینکه قشر متوسط منبع تامین قرض¬الحسنه هستند به همین جهت انتظار می¬رود بعد از دوران تحریم و برنامه¬ریزی دولت و رونق گرفتن بنگاه¬های متوسط زمینه برای توسعه قرض¬الحسنه افزیش یابد.

-استراتژی بانک¬ها در دوران پساتحریم چگونه باید باشد؟

اقتصاد مقاومتی، برنامه ششم توسعه، تولیدملی، اقتصاد مردمی، اقتصاد دانش¬بنیان و کارآفرینی مقوله-های هستند که رهبری بر روی آن تاکید فرموده و بانک¬ها باید این مجموع توصیه¬ها را در خط فکری و خط عملیاتی خود ترسیم کنند.

ما اگر واقعا بتوانیم اقتصاد مردمی را نسبت به فعالیت¬های که سرمایه در آن نقش اصلی را بازی می-کند در سرلوحه فعالیت¬های بانک قرار دهیم، آن بخش از فعالیت¬های اقتصادی که اقتصاد مردمی محسوب می¬شود در بحث اشتغال و کار مطرح و افراد زیادی به فعالیت اقتصادی گرفته می¬شود. محور دومی که رهبرانقلاب بر روی آن تاکید دارند اقتصاد دانش¬بنیان است. فعالیت¬های اقتصادی داریم که در آنها اصطلاحا فقط مواد اولیه و یا نیروی کار است که تبدیل به محصول می¬شود. الان دنیا و یا کشورهای موفق در حوزه اقتصاد توانستند فکر و اندیشه را تبدیل به محصول کنند و با تولید محصولات جدید و تجاری¬سازی علوم بیشترین سود و درآمد را از این محل داشته باشند. البته ریسک بالای دارد اما روش¬های پوشش ریسک را هم دارند. اگر بانک¬های ما روی این مساله کار کنند و از طریق تشکیل صندوق¬های علم وفناوری که موجود هستند، بتوانند فکر و ایده را تبدیل به محصول اقتصادی کنند ما می¬توانیم آینده اقتصاد کشور را تضمین کنیم. چرا که هوش ایرانی بی¬نظیر است و کم ندارد و به دلایل مختلف اثبات شده که بالاتر هم هست. مثلا یکی از نگرانی¬های جدی دنیا از صنعت هسته¬ای در ایران پایین بودن سن دانشمندان هسته¬ای در کشورمان است. متوسط سن دانش هسته¬ای در آمریکا 40تا 50 سال و در ایران 27 تا 28 سال است. در کل دنیا دانشمندان متعدد ایرانی داریم که آثار و ابداعات و اختراعات زیادی به ثبت رسانده¬اند.

معمولا صاحبان فکر خودشان نمی¬توانند آن را تبدیل به تجاری¬سازی کنند بلکه نیازمند سرمایه گذاری و حامی مالی هستند. اگر ما بتوانیم صنعت بانکداری را به سمتی هدایت کنیم که این اقتصادها و شرکت¬های دانش¬بنیان از منابع بانک¬ها استفاده کنند، ما هم شاهد پیشرفت در اقتصاد خواهیم بود. البته باید به ریسک بانک¬ها توجه شود مردم بالاخره اعتماد می¬کنند و سپرده¬هایشان را به بانک می¬دهند و بانک بخش مهمی از آن را به فعالیت¬هایی می¬دهد که هیچی از آن معلوم نیست. اصطلاحا به جهت آماری می¬گویند در فعالیت¬¬های دانش¬بنیان گاهی 50 درصد ورشکست و 50 درصد موفق می¬شوند که از این 50 درصد موفق 30 درصد مثل بقیه بنگاه¬ها سود دارند و تنها 20 درصد سود بالای دارند. از 20 درصد باقیمانده حدود 15 درصد 2تا3 برابر سایر بنگاه¬ها سود دارند. اما 5 درصد دیگر حدود 100 و حتی 1000برابر ایجاد ارزش افزوده و سود می¬کنند. حال بخاطر رسیدن به این 5 درصد است که روی اقتصاد دانش¬بنیان اهتمام می ورزند و تشویق می¬کنند که هم ضررهای 50 درصد و هم کسر سودهای دیگر را جبران کند.

تاکید رهبری در هر دو سیاست کلی چه برای اقتصاد مقاومتی و چه برای برنامه ششم توسعه تاکید بر تولید ملی است. واقع مطلب این است که ما در خیلی از صنایع واردکننده هستیم. اما در همین جا هم اگر ایده ما تولید ملی باشد نحوه واردات و حتی نحوه خریدمان متفاوت می¬شود. تفاوت از این بابت که با دید آینده و شروع از مونتاژ یا بومی¬سازی دانش حرکت کنیم یا اینکه یک مصرف¬کننده نهایی باشیم. با نگاهی به کشورهای عربی این تفاوت فکری ملموس است. در کشورهای عربی هیچ فکری پشت واردات آنها نیست که بتوانند حداقل الگوبرداری و یا مشابه سازی کنند و هدف فقط واردات است. اما در ایران اینطور نیست ایرانی در خیلی از موارد فکر می¬کند باید یک روزی خودش تولیدکننده شود و یا بعد از سه سال مونتاژ و بعد از شش سال خودش آن محصول را بومی کند. اما اینکه تا چه حد بتواند موفق شود جای خود دارد. اگر بانک¬ها بیایند در هدف¬گیری تامین مالی بنگاه-های که روی تولید ملی حساسیت دارند حتی بنگاه¬های که واردکننده هستند اما هدف¬دار وارد می-کنند را به بنگاه¬های که بی¬هدف و صرفا ثروت ملی را خارج و کالا و محصول نهایی وارد می¬کنند، ترجیح دهند، این می¬تواند کمک زیادی به فضای پساتحریم کند.

-قرض¬الحسنه در اینجا چه کمکی می¬تواند بکند؟

وقتی اسم قرض¬الحسنه به میان می¬آید از یک طرف آدم خیر و از طرفی دیگر فردی نیازمند به ذهن خطور می¬کند.

این مصداق قرض¬الحسنه است و در آن هیچ تردیدی نیست و من از آن به قرض¬الحسنه نوع اول تعبیر می¬کنم. اما قرض¬الحسنه و توسعه آن از ابعاد کمی و کیفی فراتر از نوع اول است که از آن به قرض¬الحسنه نوع دوم تعبیر می¬کنم. قرض¬الحسنه نوع دوم تا حدودی مانند بانک قرض¬الحسنه رسالت و بعضی بانک¬هاست. اصطلاحا یک تعاون و همکاری در شکل¬گیری نهاد قرض¬الحسنه است و آن سیستمی شده قرض¬الحسنه خانگی است.

افراد می¬دانند که پولشان به تنهایی برای هیچ هدف مصرفی یا سرمایه گذاری کافی نیست اما اگر 10 یا 20نفر دور هم جمع شده و پولشان را جمع کنند و به یکی بدهند باعث می¬شود کاری صورت بگیرد یا تبدیل به سرمایه¬های مفید وموثری شوند که فعالیت اقتصادی سودمندی را به حرکت بیاورد. اگر ما بتوانیم برای قرض¬الحسنه نوع دوم مدل عملیاتی خوبی طراحی کنیم که هم جنبه¬های فقهی و شرعی که خیلی لغزنده است رعایت شود و هم مدلی مالی بدون ریسک یا با ریسک پایین طراحی کنیم به گونه¬ای که این سرمایه بچرخد نه اینکه امید داشته باشیم مدام به آن تزریق شود، می¬توانیم به یک مدل کاملا علمی از چرخش وجوه در قالب نهاد قرض¬الحسنه دست یابیم. این می¬تواند کمک زیادی به راه¬اندازی بنگاه¬های خرد و متوسط داشته و حتی می¬تواند فراتر رود و قرض¬الحسنه یک گام در توسعه کمی و کیفی بردارد. اگر نیاز مصرفی حدود 5 تا 10 میلیون تامین می¬کرد الان در سطح 20میلیون تامین می¬کند و از طرفی برای فعالان اقتصادی سرمایه¬ای حتی 50 تا 100 میلیون به روش قرض¬الحسنه و با گردش وجوه در یک قلمرو به جای 10 نفر 20نفر شود که سرمایه¬هایشان بر اساس یک سیستم علمی که مورد اعتماد است می¬چرخد و نیازهای مختلف را در قالب وام¬های قرض¬الحسنه 50 میلیونی تامین کند.

این می¬تواند اصطلاحا گسترش یابد منتهی هم بانک مرکزی باید روی هم مدل شرعی و هم مدل مدیریت مالی و هم مدل اقتصادی کار کند. شرعی دیده شود که خارج از بانکداری بدون ربا و اسلامی نباشد. مالی باید کاملا ریسک¬ها و مدیریت ریسک¬ها شناسایی شود که بعدا منتهی به ورشکستی مثل برخی موسسه¬ها و صندوق¬های قرض¬الحسنه نشود. ازجهات اقتصادی هم در سطح حجم پول و جریان وجوه و نرخ¬های سود تاثیرگذار خواهند بود. از جهت اقتصادی هم باید تحلیل خوبی روی آن باشد. متاسفانه دید رایج در بانک مرکزی ما یه نوع تقابل بین نظام بانکی با بانک¬های قرض¬الحسنه و حتی خود قرض¬الحسنه است. گرچه روسای کل و مسوولین ارشد وقتی صحبت می¬کنید هیچ مخالفتی با قرض¬الحسنه و گسترش آن ندارند اما در مقام اجرا و خروجی به نفع قرض¬الحسنه و صندوق¬ها یا موسسات و یا بانک¬هایش نیست. اگر بانک مرکزی را به مثابه یک کارخانه در نظر بگیریم که افکاری وارد می¬شود و از آن طرف بخش¬نامه¬، آیین¬نامه ها و مقرراتی دیگر خارج می¬¬شود، می¬بینیم خروجی¬ها در راستای توسعه بخش قرض¬الحسنه نیست. مانع نباشند مشوق هم نیستند. در حالی که ما اگر رویکرد قرض¬الحسنه نوع دوم را داشته باشیم می¬تواند کمک خوبی کند که این بانک¬ها شکل بگیرند و توسعه کمی و کیفی پیدا کنند. این پدیده اگر رخ دهد می-تواند روی بانک¬ها¬ی دیگر و تجاری تاثیر بگذارد و نرخ¬ها کاملا تعدیل شود و رقابت روی نرخ بالا و چسبندگی نرخ¬های بالا که در بانکداری با این مشکل مواجه هستیم رخ ندهد. با این حساب اگرصنعت بانکداری بویژه با رهبریت بانک مرکزی روی توسعه کمی و کیفی چه مدل اول قرض-الحسنه که یک امر خیرخواهانه با رویکرد احسان، نیکوکاری و امر خیر است و چه مدل دوم قرض-الحسنه که با رویکرد تعاون، همکاری و استفاده از منابع همدیگر جهت ساماندهی نیازهای بویژه در بخش سرمایه¬گذاری، کار کند بانک¬های قرض¬الحسنه از رویکرد مصرف¬محوری که حس می¬شود خانواده¬ها برای نیازهای مصرفی به سمت این تسهیلات می¬رود خارج شده به سمت تولید¬محوری حرکت می¬کنند بویژه برای حمایت از فعالیت¬های خرد و متوسط اقتصادی. افراد زیادی که می¬بینند با پول خودشان نمی¬توانند یک مزرعه یا کارگاه کوچک محلی راه بینندازند اما می¬توانند منابعشان را در بانک بیندازد و بعد از مدتی علاوه بر پولشان تسهیلاتی ارزان قیمت تنها با کارمزد بابت دریافت و کارشان فعالیت اقتصادی کوچک و متوسط را راه بیندازند. اما این ایده هنوز در کشو ما خوب کار نشده بانک قرض¬الحسنه گام¬های خوبی برداشته اما هم محدودیت¬های شرعی است که باید روی آن کارشود. مدل¬های خوبی که مردم فهم باشد از جهت شرعی هم مشکل نداشته باشد پیدا شود. مدل مالی از جهت مدیریت ریسک پیدا شود و از جهت اقتصادی هم تحلیل¬های اقتصادی خود را داشته باشد روی این باید کارشود. اگر این انجام شود اون وقت یک گام نهاد قرض¬الحسنه را از محوریت قرض مصرفی به سمت قرض¬های تجاری و تولیدی هدایت کردیم.

تاریخ خبر: ۱٣۹۵/٠۱/٣۱

نظرات

٠ نظر

در صورتی که می خواهید پاسخ خود را دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید
ارسال نظر ...
نظری برای نمایش موجود نیست ، شما اولین نفری باشید که نظر می دهید!