پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

بایزید مردوخی، اقتصاددان و استاد دانشگاه:

نظام اقتصاد کشور نیاز به تغییر در تدبیر دارد

پرداخت یارانه به کل مردم یعنی همه ناتوان هستند

خبرهای بانکی- بایزید مردوخی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در کافه خبر با تشریح تمام اقدامات دولت در 2 سال گذشته گفت و پیشنهاد داد برای اجرای هرچه بهتر بسته خروج از رکود باید تغییر اساسی در ساختار تفکری اقتصاد کشور ایجاد شود.

بایزید مردوخی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در کافه خبر با تشریح تمام اقدامات دولت در 2 سال گذشته گفت و پیشنهاد داد برای اجرای هرچه بهتر بسته خروج از رکود باید تغییر اساسی در ساختار تفکری اقتصاد کشور ایجاد شود.

به گزارش پایگاه خبرهای بانکی به نقل از خبر انلاین، ایزید مردوخی از جمله اقتصاددانانی است که به لحاظ اشراف و تجربه اش در حوزه های مختلف اقتصاد می توان از هر دری با او سخن گفت و نظراتش را به عنوان دیدگاهی کارشناسانه مورد تامل قرارداد.

مردوخي در دسته اقتصادداناني جاي مي گيرد که در نگارش برنامه هاي توسعه اي کشور طي سه دهه گذشته نقش کليدي داشته است. وی طي سال هاي گذشته تنها در فضاي دانشگاهي به تدريس پرداخته است ولي از زمان آغاز نگارش برنامه ششم توسعه در دولت يازدهم به عنوان يکي از چهره هاي با سابقه برنامه نويسي در تيم نويسندگان برنامه جاي گرفته است.

در کافه خبر میزبان عضو اسبق هیات امنای حساب ذخیره ارزی بودیم تا علاوه بر جایگاه این حساب و صندوق توسعه ملی، نظراتش را درباره شرایط اقتصادی کشور هم جویا شویم.

*با توجه به سوابق جنابعالی در خصوص حضور در صندوق ذخیره ارزی در ابتدا بفرمایید رابطه بانک مرکزی با صندوق توسعه ملی را در شرایط فعلی چگونه می بینید؟

موجودی صندوق توسعه ملی در یکی از حساب های نزد بانک مرکزی نگه داشته می شود. بانک مرکزی بانک عامل صندوق توسعه نیست. بانک مرکزی حسابدار و بانکدار دولت است و هر منبعی که به عنوان درآمد دولت یا موسسه دولتی عایئد م شود باید در حسابی نزد بانک مرکزی سپرده گذاری شود. منابع صندوق ذخیره ارزی هم در بانک مرکزی نگاه داشته می شد. این یکی از وظایف بانک مرکزی است که از حساب های دولت نگهداری کند.

بانک مرکزی هم این منابع را راکد نگاه نمی دارد و از آن استفاده می کند تا سود داشته باشد. من به خاطر دارم در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 یک میلیارد دلار سود حاصل از عملیات بانکی که از محل سرمایه گذاری منابع صندوق ذخیره ارزی حاصل شده بود را به صندوق ذخیره ارزی واریز کرد.

بنابراین بانک مرکزی با این پول ها در بازارهای بین المللی کار میکند. پولی که راکد بماند به ضرر کشو راست. بانک مرکزی در دوران تحریم دامکان دسترسی به این سرمایه ها را نداشت.

دولت وقتی می خواهد از صندوق ملی پولی برداشت کند نیاز به مجوز مجلس شورای اسلامی دارد. مطابق ماده 84 که در قانون برنامه پنجم توسعه آمده، مواد موجود در برنامه را نمی توان با 51 درصد آرا تغییر داد .

هر برداشتی از صندوق توسعه ملی صورت گرفته با دوسوم آراء مجلس شورای اسلامی بوده است. در مورد همه برداشت ها از صندوق توسعه ملی قطعا مجوز مجلس وجود داشته است. می توان گفت چرا این صندوق تبدیل ارز به ریال را ممنوع کرده است؟ این ممکن است جای ایراد باشد اما وقتی مجلس تصویب کرده است باید از مجلس سوال کرد.

*عملکرد صندوق ذخیره ارزی و تفاوت های آن با صندوق توسعه ملی در چیست؟

صندوق ذخیره ارزی با صندوق توسعه ملی از نظر هدف کاملا تشابه داشت اما تفاوت اساسی آنها در قوانین بود.

حساب ذخیره ارزی به موجب ماده 60 قانون برنامه توسعه سوم ایجاد شد. در برنامه سوم روشن شده بود که دولت هر سال می تواند چقدر از درآمد نفت خرج کند. به طور مثل سالی بین 12 تا 15 میلیارد دلار که در طول 5 سال برنامه می شد 50 تا 60 میلیارد دلار و این کاملا مشخص بود.

در ماده 60 قانون برنامه سوم توسعه که مربوط به ایجاد صندوق ذخیره ارزی بود پیش بینی شده بود که در صورتیکه درآمد حاصل از درآمد حاصل از صادارت نفت در 8 سال کمتر از میزان پیش بینی شده در قانون برنامه باشد دولت می تواند با مجوز مجلس از این حساب برداشت کند.

در صندوق مسئله اینگونه نیست. در صندوق توسعه ملی بر اساس ماده 84 میگوبد هر سال 20 درصد از درآمد حاصل از فروش نفت باید به حساب صندوق توسعه ملی واریز شود و هرسال هم باید 3 درصد به ان اضافه شود. با این حساب امسال باید 30 درصد یا کمی بیشتر از درآمد حال از صادرات نفت و از به صندوق توسعه ملی واریز شود. در نتیجه صندوق توسعه ملی تکلیفش مشخص است. بر اساس آن ماده 84 دیگر دولت مجاز نیست که از این صندوق برداشت کند اما می تواند با مجوز مجلس این برداشت را انجام دهد.

*این موضوع درباره ارزهای بلوکه شده هم صدق می کند؟

پولی که در خارج است اگر مربوط به درآمد حاصل از فروش نفت است که اتوماتیک 20 درصد برای صندوق است. اگر از همان درآمدهایی است که به کشور بازنگشته که قطعا باید به صندوق بازگردد. محل مصرف آن هم مطابق اسانامه صندوق برای سرمایه گذاری بخش خصوصی است.

این منابع برای سرمایه گذاری در بخش خصوصی در بخش های تولیدی باید هزینه شود نه برای سرمایه در گردش.

صندوق ابزار تبدیل منابع زیرزمنی به منابع روزمینی است. یعنی از درآمدهای نفت باید برای به حرکت درآوردن چرخه تولید استفاده کرد نه برای زیرساخت ها.

*درباره کاهش تورم و آمارهای منتشره در این خصوص چه نظری دارید؟ آیا با رکود هم می توان مانند تورم برخرود کرد؟

دولت یازدهم به محض ورود اعلام کرد باید تورم را کاهش دهد و رکود را به رونق تبدیل کند.

دولت تورم را مهار کرد . شاید برخی می گویند پس گرانی برای چیست؟ این گرانی ها برای تورم انباشته است. سال های متوالی قیمت ها افزایش پیدا می کرد. هنر این دولت این است که جلوی افزایش قیمت ها را گرفت و تورم را از بالای 40 درصد به حدود 15.5 درصد رساند که جای تقدیر دارد.

اما درباره رونق کار دولت به این سهولت نیست. برای اینکه ما بخش هایی از اقتصادمان دچار رکود شده که عمدتا صنایع اصلی است. رفع این رکود عوامل متعددی دارد. یکی از عوامل اصلی که می تواند رکود را برطرف کند تسهیلات بانکی است.

به دلیل معوقات بسیار زیاد دست بانک ها از منابعشان کوتاه شده و دیگر نمی تواند به تولید تسهیلات بدهد. البته ناگفته نماند خود تسهیلات هم چاره همه دردها نیست.

یک صنعت در کشور ما اگر تسهیلات هم دریافت کند به دلیل فرسودگی و کهنگی تکنولوژی، کیفیت پایین محصول، وجود رقبای جدی که دمپینگ می کنند نمی تواند رشد خاصی داشته باشد. در نتیجه تسهیلاتی که دریافت کرده است هم نمی تواند به کمک او و چرخه تولید بیاید و به معوقات اضافه می شود.

این مشکلات برای یک صنعت باعث می شود که هرچقدر هم به آن نقدینگی تزریق شود پیشرفتی نداشته باشد.

*بسته خروج از رکود در چه شرایطی موفق خواهد بود؟

در قانون غیرتورمی خروج از رکود هم پیش بینی شده است کاری که باید برای صنایع انجام شود کمی زمان بر است. باید این صنایع بررسی شوند و طبقه بندی شوند که آیا خط تولید و تکنولوژی فرسوده دارند؟ نیاز به نوسازی دارند؟

برخی صنایع هستند که در دنیا دچار رکود شده اند. به عنوان مثال فولاد در دنیا دچار رکود شده است و کاهش قیمت شدید دارد. در کشور ما هم محصولات انبار شده و فروش نمی رود. نه به این دلیل که کیفیت محصول پایین است. بلکه به دلیل اینکه صنعت ساختمان راکد است.پس اگر بخواهیم صنعت فولاد از رکود خارج شود باید صنعت ساختمان را تحریک کنیم که خود این مسئله هزاران عامل دخیل هستند.

باید گفت راه حل های خروج از رکود به این سادگی ها نیست.

راهکار اصلی چیزی است که من به آن می گویم نظام تدبیر توسعه. به نظر من نظام تدبیر اقتصادی باید قطعا تغییر کند. دیگر این نظام قدیمی اقتصادی که به صورت کنترلی کار می کند جوابگوی اقتصاد ما نیست. ما امروز نیاز به نظام کنترلی در اقتصاد نداریم بلکه نظام تسهیل گری نیاز داریم.

*ابزار تغییر در این نظام اقتصادی چیست؟

ابزار اصلی این نظام آموزش است. از کوچکترین تا بزرگترین فرد جامعه. ما باید به مردم این آگاهی ها نباید مختص دانشگاه ها باشد. بخشی از این اطلاعات هم باید به کوچه بازار بیاید تا مردم هم آگاه شوند که چرا این وضعیت اقتصادی پیش آمده است.

درست است شاید بسیار زمانبر باشد ولی در نهایت باید مراقب اقتصاد باشیم و به مردم هم درک درست اقتصادی و اجتماعی بدهیم که انتظاراتشان منطقی شده و در حدی باشد که قابل ارائه باشد. در این حالت دولت هم می تواند با آرامش به رفع اشکالات بپردازد.

این انتظارات عجیب و غریب از رفع تحریم ها را به مردم منتسب نکنیم.

این شور و شوق ها و انتظارات عجیب و عریب برای دارندگان سرماه است. احساس خطر می کنند از اینکه با رفع تحریم ها ارزش سرمایه هایشان کاهش پیدا کند. چون اینها با خرید و فروش خانه و ماشین و ... درآمد داشته است. در حالی که طبقه متوسط و زیر متوسط هیچ توقعی از رفع تحریم ها ندارد. یک کارمند چه انتظاری از رفع تحریم دارد؟ که حقوق 800 هزار تومانی اش بشود 2 میلیون تومان؟ یا یک کارگر هم همینطور

پس می بینیم که بسیاری از این انتظارات را صاحبان سرمایه به جامعه تزریق کرده اند. برای رفع این شرایط باید چرخه تولید را به تحرک واداشت.

*در خصوص تقویت جایگاه مالیات در درآمدهای دولت چه نظری دارید؟

خوشبختانه در حال حاضر سازمان امور مالیاتی و وزیر اقتصاد به درستی از ظرفیت مالیات کشور صحبت می کنند. در حال حاضر درآمد مالیاتی کشور از کل تولید ناخالص داخلی 6 تا 7 درصد مالیات می گیریم در حالی که ظرفیت مالیات ستانی اقتصاد ایران باید تا 20 درصد افزایش پیداکند.

بنابراین می توانیم تصور کنیم که اگر تدریجا پایه مالیاتی افزایش پیدا کند، و از طرف دیگر معافیت های مالیاتی بازنگری شود می تواند در افزایش درآمد دولت تاثیر بسزائی داشته باشد. ضمن اینکه فرارهای مالیاتی هم باید حتما کشف شود.

اگر بخواهیم مالیات را تعریف کنیم اینطور می توان گفت که همانطور که هر ایرانی که متولد می شود دولت به او شناسنامه ای میدهد، همانطور هر ایرانی هم که از هوای و موهبت های این کشور استفاده می کند باید مالیات هم بپردازد. چون دولت از محل این مالیات می تواند امکانات و نیازهای همان ایرانی را فراهم کند.

محل درآمد همه دولتهای دنیا مالیات است نمی توان تا ابد به منابع طبیعی و فروش آنها دل خوش کرد چرا که این منابع فانی است. باید در فرهنگ و مدل نگاه مردم به مالیات اصلاح صورت گیرد.

ایرانی ها باید در ساخت و ساز کشور سهیم باشند. ما جاده هایی داریم که 50 سال قبل ساخته شده . این شرم آور است که ما با این همه درآمد هنوز نمی توانیم جاده ها را نوسازی کنیم و توسعه دهیم. دولت از محل مالیات باید این جاده ها را بسازد نباید با فروش نفت این امکانات را برای ما فراهم کند.

این دولت اولویت های مهم تری برای هزینه کردن درآمدهای نفتی دارد نه ساخت و توسعه جاده. پس تا ما مالیات ندهیم نمی توانیم از دولت توقع امکانات به روز و خوب داشته باشیم.

*حتما درباره نامه نگاری وزرا با رئیس جمهور مطلع هستید. به نظر شما چقدر این موضوع در فضای اقتصادی کشور اهمیت دارد؟

به نظر من این نامه نگاری خیلی موضوع عجیبی نبود . هر روز از این نوع نامه ها در بین وزار با یکدیگر و با رئیس دولت مبادله می شود.

این اتفاق نادری نیست همه مسئولین در سطح بالا به رئیسشان گزارشاتی ارائه می دهند. برخی اوقات این نامه نگاری ها با هدف اطلاع رسانی به رئیس جمهور صورت می گیرد و برخی مواقع هم برای اینکه احتمال وقوع اتفاقاتی در آینده و پیش بینی از وضع موجود را شرح دهند نامه نگاری می کنند.

اصل موضوع نامه اتفاق عجیب و غریبی نبود، اما اینکه چرا این نامه رسانه ای شد و چنین جنجال هایی بر سر آن راه انداختند باید از کسانی پرسید که آن را منتشر کرده اند. چه محرمانه و چه غیر محرمانه.

البته باید گفت متاسفانه محرمانه بودن آن نامه هم نمی توانست جلوی نشر آن را بگیرد.

*موضوع اصلی نامه وضعیت بورس بود. از نظر شما وضعیت بورس در مقایسه با وضعیت بازارهای دیگر چگونه است؟

می گویند سهامداران بورس که آمارشان 8 میلیون نفر گزارش شده همه نگران هستند. من فکر می کنم اینطور نیست. یعنی این افراد منفردا سهم بالایی در بورس ندارند. اینها همان کسانی هستند که در این چندسال اخیر عادت کرده اند برای افزایش سرمایه اشان همانطور که برخی روی طلا و ارز سرمایه گذاری می کردند اینها هم در بورس سرمایه گذاری می کردند. این عده نقشی در بورس ندارند که نیاز به نگرانی مقامات مملکت داشته باشد.

به نظر من اینها در کل در بورس نقش و تاثیری ندارند بلکه بورس برای شرکت های بزرگ و هلدینگ های بزرگ است که گمان می کنم اکثرا دولتی یا شبه دولتی هستند. دولت یا 4 وزیر نباید نگران این شرایط بورس باشند. ما مسائل مهم تری داریم که دولت باید با کل اعضاء کابینه بر آن ها تمرکز کند. مانند بیکاری، تورم و کمبود منابع. اینها مسائل مهم تری است که به نظر من هر روز در دستور کار دولت هست و دیدیم که تورم را به بهترین شکل به کنترل درآورد.

من نگرانی وزیر کار را درک می کنم. به این دلیل که منابع صندوق تامین اجتماعی کاهش پیدا میکند و ایشان باید نگران چند میلیون نفری باشند که مستمری تامین اجتماعی را دریافت می کند. اما این نگرانی هم در درجه دوم اهمیت قرار دارد. موضوع اصلی در حوزه کار در حال حاضر جوانانی است که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند و شغلی ندارند.

البته از طرفی می توان گفت سرمایه گذاری هم در کشور ما خیلی جدی نیست و باید برای اینکه رونق ایجاد شود جذب سرمایه گذاری خارجی راتقویت کنیم تا شغل هم ایجاد شود.

*کمی به قبل برگردیم. فکر می کنید عملکرد دولت نهم و دهم در حوزه اقتصاد چقدر به ایجاد این شرایط کمک کرد؟

ما درآن دولت مشکلات زیادی با دنیا داشتیم اما باید تاریخی فکر کنیم.

در دولت های قبل از نهم و دهم ما گام هایی رو به بهبود برداشته بودیم. بعضی گام ها در جهت سازندگی و برخی دیگر در راستای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی . اما یک عده معترض همیشه وجود داشتند. این اعتراضات به دلیل عدم توجه به فقر و عدم توازن توسعه استان های کشور، یا وجود حاشیه نشینی ناشی از فقر و ..... که این نگاه به دولت نهم و دهم رسید.

دولت نهم با وعده فقرزدایی و رسیدگی به گروه های کم درآمد و روستاها سرکار آمد. اینکه آن دولت یارانه های را به روش بسیار ناموفق انجام دادند همه کارشناسان همان موقع اعلام کردند اما دولت توجه نکرد. در کشورهای دیگر هم ما می بینیم که دولت به بخش های کم درآمد کمک می کند. اما در کشور ما این روش پیاده نشد.

دولت نهم اقتصادی را تحویل گرفت که داشت به سمت رشد و بهبود کلی می رفت.اما دولت نهم به جای توانمند سازی و کمک به کسب مهارت اقشار کم درآمد، بدترین شیوه را در پیش گرفت که آنهم دادن یارانه بود.

یارانه دادن به افرادی که دچار کهولت هستند یا معلولیت دارند یا هر مشکل دیگری که نمی توانند درآمدزایی کنند بسیار کار درست و پسندیده ای است اما یارانه دادن به همه مردم آن هم با این هزینه های سرسام آور اقتصاد را به ورطه نابودی کشاند.

ما با یارانه ای که به همه مردم دادیم، همه مردم را معلول و ناتوان تلقی کردیم.

تصاویر نابهنجاری دیده شد. شیوه همگانی برخورد کردن در حمایت نقدی از مردم منجر شد به اینکه برخی افراد با ماشین شخصی و خانه و وضعیت مرفه مالی در دریافت یارانه اصرار کنند.

دولت می توانست از طریق سامانه های اطلاعاتی که در اختیار داشت افراد نیازمند و مستحق دریافت را شناسایی کند و بعد اقدام به پرداخت یارانه کند اما بجای کار کاشناسی به خود سختی ندادند و از همان ابتدا گفتند به هر کش که شناسنامه ایرانی دارد یارانه بدهید. مثلا پروفسور ایرانی که در آمریکا د رحال جراحی است هم ماهی 45 هزار تومان یارانه پرداخت شد.

*الان چه باید کنیم ؟

ما باید در مرحله اول نیازمندها و گروه های کم درآمد را شناسایی کنیم. سخت است اما می تواند مفید باشد. حتی اگر درآمد دولت افزایش پیدا کرد به تناسب همان افزایش درآمد، یارانه بیشتری به افراد نیازمند و مستحق دریافت یارانه، پرداخت کند. اما باید یارانه کسانی را که از امکانات و رفاه نسبی برخورداند قطع کند.

درست است که آزمون و خطای خطرناکی است و آسیب های سیاسی شدیدی به محبوبیت دولت میزند اما تبعات آن بیشتر از این افزایش نقدینگی و چاپ اسکناس و توزیع در بین مردم نیست. دولت نباید در این مورد مماشات کند.

یک جایی باید دولت ریسک کند. این کار به نظر من مانند نجات کشور از یک خطر حتمی است. اگر یک یورش خارجی به کشور صورت گیرد دولت و مردم چگونه برخورد می کنند ؟ در این وضعیت هم باید همه اقتصاد را نجات دهیم و از نابودی کشور جلوگیری کنیم.

*پیش بینی شما از آینده اقتصادی کشور بعد از رفع تحریم ها چیست؟

به دلیل برخورداری کشور از ظرفیت های بسیار بالای اقتصادی، طبیعی، ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک یقینا اقتصاد ایران آینده روشن و خوبی خواهد داشت.

نیروی انسانی که ما داریم از این نظر ما را کشوری قوی و با ظرفیت کرده است و می توانیم در همه بخش ها کشور را بسازیم. اما ما سیستم اداری کندی داریم .

اگر ما بتوانیم اصلاحاتی در نظام تدبیر انجام دهیم و منابع فراهم شود برای استفاده و بهره برداری صحیح حتما آینده خوبی خواهیم داشت. ما هرچقدر در این اصلاحات تاخیر داشته باشم باز هم در رشد کشور عقب می مانیم.

مریم یعقوبی

تاریخ خبر: ۱٣۹٤/٠٨/٠٨

نظرات

٠ نظر

در صورتی که می خواهید پاسخ خود را دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید
ارسال نظر ...
نظری برای نمایش موجود نیست ، شما اولین نفری باشید که نظر می دهید!