پایگاه خبری اقتصادی و تحلیلی نیوزبانک

جستجو

مدیرعامل اسبق بانک صادرات:

تحریم بانک‌های ایرانی با وجود لغو، عملا برداشته نشد

نیوزبانک- 30 سال است که پای هیچ بانک خارجی به بازار پول ایران باز نشده است. تا مدتها بهانه نبود قانون برای ورود خارجیهای پولی مطرح بود اما حالا دیگر جای آن بهانه را سنگ بزرگی به نام تحریم پر کرده است. هرچندوقت یکبار مقامات ایرانی از ورود و درخواستهای مکرر بانکهای خارجی به ایران سخن میگویند حال آنکه در شرایط تحریمی و با تحمیل جرایم هنگفت، هیچ بانکی حاضر نیست چنین ریسکی را به جان بخرد.

٣٠سال است که پای هیچ بانک خارجی به بازار پول ایران باز نشده است. تا مدتها بهانه نبود قانون برای ورود خارجیهای پولی مطرح بود اما حالا دیگر جای آن بهانه را سنگ بزرگی به نام تحریم پر کرده است. هرچندوقت یکبار مقامات ایرانی از ورود و درخواستهای مکرر بانکهای خارجی به ایران سخن میگویند حال آنکه در شرایط تحریمی و با تحمیل جرایم هنگفت، هیچ بانکی حاضر نیست چنین ریسکی را به جان بخرد.

به گزارش نیوزبانک، در سایت بانک مرکزی ایران از چهار بانک ایران و اروپا، تعاون منطقهای اسلامی، فیوچر و چارتر بهعنوان شعب بانکهای خارجی در بازار پول ایران نام برده شده و این، درحالی است که احمد حاتمییزد، مدیرعامل اسبق بانک صادرات ایران که هشتسال در هیاتمدیره بانک ایران و اروپا عضویت داشته؛ میگوید: بانک ایران و اروپا بانک خارجی نیست چون ٩٨درصد سهام آن برای چهاربانک ایرانی است؛ حالا هم از این بانک تنها یک دفتر تعطیل در ایران بهجا مانده است. به گفته او، بانک فیوچر هم قبل از تحریمها با سهامداری بانک ملی و صادرات و یک بانک محلی، مجوز فعالیت از بانک مرکزی گرفت اما هیچوقت به تاسیس شعبهای در ایران نرسید. هیچ بانک خارجی در ایران فعال نیست، سالها پیش برخی بانکهای اروپایی در ایران دفتر داشتند که حالا آن دفتر را هم ندارند چه برسد به شعبه.

آقایحاتمییزد ابتدا در مورد فعالیت بانکهای خارجی در ایران بعد از انقلاب صحبت کنید.

هماینک در ایران نه تنها هیچ بانک خارجی فعالیت ندارد بلکه هیچ بانک خارجی شعبه هم ندارد. هیچوقت از بعد انقلاب بانکهای خارجی در ایران شعبه نداشتند. تا قبل از تحریمها، بانکهای خارجی در ایران دفاتر نمایندگی داشتند که این دفاتر نمایندگی اجازه فعالیت بانکی هم ندارند. عملا کار اعتبار اسنادی فروش نفت خام را از طریق همین دفاتر انجام میدادند. در حقیقت به عنوان دفتر نمایندگی گفتوگوها و مبادله اسناد را به نمایندگی از اداره مرکزی با شرکت نفت پیگیر بودند که تبعا سود قابلتوجهی از این محل کسب میکردند.

از وقتی تحریمهای آمریکا جدی شد بانکهای خارجی مورد بازخواست قرار گرفتند و جرایم هنگفتی به بانکهای خارجی که با ایران کار میکردند، تحمیل شد؛ آنها هم تمام دفاتر خود را در ایران بستند. قبل از انقلاب ٢۴بانک خارجی در ایران فعالیت داشت که از ادغام ١٢بانک خارجی با یکدیگر بانک تجارت و با ادغام ١٠بانک دیگر هم بانک ملت تشکیل شد. بعد از اینکه آن بانکها در ایران ملی شد، دیگر هیچ بانک خارجی در ایران شعبه باز نکرد.

چرا در این ٣٠سال هیچ بانک خارجی برای فعالیت به ایران نیامد؟

موضعگیری قانون اساسی ما در اصل۴۴ این است که بانکها باید دولتی باشند؛ اگرچه تعاریف و تفاسیر از ملیشدن و دولتیشدن موجب شد مسوولان اجازه دهند تا بانکهای خصوصی در ایران تشکیل شود اما این اجازه به بانکهای خارجی سرایت پیدا نکرد. در واقع باید گفت که مراجع تصمیمگیر در ایران مانع حضور بانکهای خارجی هستند؛ ضمن آنکه شرایط تحریم هم موجب شد بانکهای خارجی تمایلی به ورود در صحنه بانکداری ایران نداشته باشند.

منظور شما از مراجع تصمیمگیر، بانکمرکزی است؟

خیر. قبل از تحریم، برخی از بانکهای خارجی تمایل به فعالیت در ایران داشتند اما در این میان انتظار یک رفتار متقابلی را هم داشتند. بهعنوان مثال کشور هند اعلام کرده بود در صورتی اجازه تاسیس بانکهای ایرانی را در هند میدهیم که ایران هم اجازه تاسیس شعب بانکهای هندی را بدهد. متاسفانه مقامات سیاسی تصمیمگیر در ایران آمادگی این امر را نداشتند که به بانکهای خارجی اجازه تاسیس بدهند. البته این مساله هنوز هم در بین سیاستمداران و تصمیمگیران کشور حل نشده است.

چرا مقامات ایرانی آمادگی حضور بانکهای خارجی را نداشتند؟

یکدلیل آن مساله بانکداری اسلامی است. اگر بانکهای خارجی بخواهند در ایران فعالیت کنند، قانون بانکداری ایران از آنها انتظار دارد که بانکداری اسلامی و عقود مربوطه را اجرا کنند که این امر برای آنها آسان نیست. متخصصان صنعت بانکداری هم مایلاند که بانکهای خارجی در ایران فعالیت داشته باشند چرا که حضور آنها با ورود تکنولوژی بانکداری مدرن به ایران همراه است ضمن اینکه بازار پولی و مالی ایران بهویژه بازار ارز به نحوی با بازار بین بانکی خارج از کشور ارتباط پیدا میکند و همین مساله مستقیما روی تقویت پول ملی و تشویق سرمایهگذاری خارجی در ایران تاثیر خواهد داشت.

شما فکر میکنید اکنون مهمترین مانع برای حضور بانکهای خارجی در ایران، قانون است؟

خیر. الان مهمترین مانع حضور بانکهای خارجی در ایران تحریم آمریکاست. هماینک دولت ایران و بانکمرکزی رضایت دارند که بانکهای خارجی در ایران شعبه داشته باشند بهویژه از حضور بانکهای خارجی در مناطق آزاد استقبال میکنند حتی اگر آنها قوانین بانکداری اسلامی را رعایت نکنند. قوانین مناطق آزاد این اجازه را میدهد که بانکداری عرفی بینالمللی در آن مناطق اجرا شود. اما تحریم موجب شده هیچ بانکی آمادگی فعالیت در مناطق آزاد را هم ندارد چه برسد به سرزمین اصلی.

پس با این اوصاف حضور بانکهای خارجی در ایران نهتنها عملی نیست بلکه حتی در شرایط تحریمی امروز برای آن بانکها صرفه هم ندارد.

دقیقا. آخرین مورد جرایم بانکها از طرف آمریکا مربوط به بانک بیانپی فرانسه بود که از بابت فعالیت با ایران ٩میلیارددلار به این بانک جریمه بسته شد. هرچقدر رییسجمهور فرانسه با آمریکا بر سر حذف این جریمه هنگفت مذاکره کرد، به نتیجهای نرسید. بانکهای خارجی بهخاطر فعالیت با ایران صدهامیلیارددلار جریمه شدند و به همین دلیل در این شرایط هیچ کشوری حاضر نیست که در ایران سرمایهگذاری کند. دولت قبل هشتسال بر سر کار بوده و تمامی سیاستهای اتخاذشده از طرف دولت قبل به تحریم همهجانبه ایران کمک کرده است. متاسفانه تمامی سیاستهای دولت قبل و سخنرانیهای حساب نشده علیه سازمانملل آمریکا، کشورهای غربی را در موضعی قرار داد که حداکثر فشار روی ایران اعمال کنند.

تحریم بانکی سختترین تحریم در بین تمام تحریمها منجمله علمی، صنعتی، نظامی، موشکی و نفتی محسوب میشود و اگر فقط همین تحریم بانکی برداشته شود، بسیاری از مشکلات کشور ما مرتفع خواهد شد. اصلا اینطور نیست که تنها چند کشور قدرتمند علیه ما باشند؛ هماینک تحریمهای سازمان ملل، آمریکا و اروپا توسط تمام کشورهای جهان علیه ایران اعمال میشود. دولت قبل به اشتباه سیاستها و روشهایی را اتخاذ کرد که موجب شد همه دشمنان ما با یکدیگر متحد شوند در صورتیکه هنر یک سیاستمدار در این است که بین دشمنان تفرقه بیندازد نه اینکه آنها را با هم متحد کند.

شنیده شده مقامات بانکی در سفرهای خارجی در حال رایزنی و مذاکره برای حضور بانکهای خارجی هستند. شما اطلاعی از جزییات بیشتر این موضوع دارید؟

بعید است. در شرایط تحریمی، حضور بانکهای خارجی در ایران کالای لوکس و تجملی محسوب میشود. مشکل اولیه ما نقل و انتقال وجوه است که پول دولت و ملت ایران را از بانکهای خارجی خارج کنیم. بنابراین به هر قیمتی که شده باید ماجرای تحریم بانکی حل شود. بانکهای مادر خارجی حاضر نیستند به ما خدمتی ارایه بدهند. حالا در چنین شرایطی چطور باید انتظار داشته باشیم که بانکهای خارجی به ایران بیایند. الان هر ایرانی که در بانکهای اروپایی حساب داشته، حساب او بسته شده است. بسیاری از ایرانیها از دوران دانشجویی در بانک انگلیس حساب داشتند، حالا به آنها نامه نوشته شده که حساب شما بسته شده و حق ندارید که در این بانک پول داشته باشید. کار ما به جایی رسیده که حتی برای بانکمرکزی ایران هم در یکی از بانکهای اروپایی حساب باز نمیکنند. بانکمرکزی ایران خیلی پول دارد و میتواند به سودآوری بانکهای خارجی کمک بسیاری کند اما بهخاطر ترس از جریمه آمریکا حتی حاضر نیستند برای بانکمرکزی ایران حساب باز کنند چه برسد به اینکه بخواهند خدمت یا تسهیلات ارایه دهند.

همواره بر حضور بانکهای خارجی در ایران برای رونق صنعت بانکداری کشور تاکید شده است. مگر فعالیت بانکهای خارجی در کنار بانکهای ایرانی تا چه اندازه بازار پول ما را دچار تحول میکند؟

ما تا حضور بانکهای خارجی در ایران خیلی فاصله داریم.

چقدر فاصله داریم؟

حداقل پنجسال. از روزی که تحریم برداشته شود تا روزی که اعتماد متقابل برای فعالیت ایجاد شود، حداقل پنجسال طول میکشد. به این آسانیها آثار تخریبی ١٠سال گذشته از بین نمیرود. اساس ایجاد بانک خارجی، اعتماد متقابل است که این اعتماد ازبینرفته است.

بانکهای ایرانی حتی از منظر استانداردهای بینالمللی هم با بانکهای خارجی فاصله بسیار دارند؟

بله. متاسفانه دقت کافی در تهیه ترازنامههای بانکهای ایرانی نمیشود. حسابرسی و استانداردهای بینالمللی در ترازنامههای بانکها اعمال نشده است. دارایی اصلی بانک ساختمانهای آن نیست؛ دارایی اصلی بانک طلبی است که از مردم دارد. ساختمانهای بانک سهدرصد دارایی بانک را تشکیل میدهد، ٩٧درصد دارایی بانک طلبی است که از مردم، شرکتها و دولت دارد که اگر این طلب قابلوصول نباشد، بانک ورشکسته است. بخش عمدهای از مطالبات معوق بانکهای ایرانی قابلوصول نیست. اگر رقم مطالبات معوقات دقیق ارزیابی نشود، نمیتوان تشخیص داد که بانک به درجه ورشکستگی رسیده است یا خیر. علت اینکه این مطالبات دقیق ارزیابی نمیشود، به این دلیل است که استانداردهای حسابداری و بینالمللی توسط حسابرسان و امورمالی شرکتها اعمال نمیشود. بنابراین اگر این ترازنامه بانکهای ایرانی را بهدست حسابرسان اروپایی بدهید که با استانداردهای بینالمللی کار میکنند، ترازنامه را غیرقابلقبول میخوانند.

متاسفانه در ایران ٣۵سال است که ضوابط دقیق حسابرسی و حسابداری طبق استانداردهای بینالمللی اعمال نمیشود. به قدری این مساله مهم است که در مقطعی رییس بانکمرکزی انگلیس نزد دکتر نوربخش، رییس وقت بانکمرکزی ایران آمد و اعلام کرد که به ترازنامههای بانکهای ایران اعتماد نداریم و به همین دلیل اجازه نمیدهیم که بانکهای ایران در لندن شعبه داشته باشند و اگر قرار بر فعالیت در لندن است باید همه شعب بسته شوند و این شعب به بانک مستقلی تبدیل شود که در لندن به ثبت رسیده است. بنابراین الان ما در لندن شعبه بانک ایرانی نداریم بلکه بانکی در آن کشور تاسیس کردیم. یعنی در کشوری مثل انگلیس که سیستم مالی دقیق و حساب شدهای دارد، تمام شعب بانکهای ایرانی بهدلیل اینکه ترازنامه بانکهای ما مورد قبول آنها نبود، بسته شد و به ما اجازه داده شد که بانک مستقلی بهثبت برسانیم که طبق ضوابط بانکمرکزی انگلیس اداره شود. یک نکته مهم دیگر هم اینکه بانکهای ما از منظر تکنولوژی بسیار عقبافتاده هستند.

قبل از انقلاب بانکمرکزی هر سال ٣٠نفر را به خارج از کشور اعزام میکرد و به آنها بورسیه هفتسال تحصیلی میداد تا درآنجا درس بخوانند و سپس برای اداره بانکهای ایرانی به کشور برگردند اما اکنون چنین اتفاقی نمیافتد. آخرین بار که چنین تیمی به خارج از کشور اعزام شد، سال١٣۵۶ بود. از سال١٣۴۴ که این برنامه کلید خورد تا سال١٣۵۶ حدودا ٢۴٠نفر به خارج از کشور اعزام شدند که از آن ٢۴٠نفر اکنون فقط پنجنفر در ایران هستند، مابقی همه به خارج رفتند. بعد از انقلاب هم کسی با آن سیستم برای مطالعات درازمدت به اروپا فرستاده نشده است.

ما میتوانستیم جوانان بااستعداد خود را به خارج از کشور اعزام کنیم اما متاسفانه این کار را نکردیم. ما شعارهای خوبی ندادیم و مدام اصرار به خودکفایی داریم، در حالیکه از نظر علمی خودکفایی معنا ندارد. شعار خودکفایی علمی بیمعناست. بانکمرکزی باید برنامه اعزام نیروها به خارج از کشور را برای کسب دانش و تخصص در امر بانکداری مدرن از سر بگیرد که متاسفانه چنین چیزی در برنامههای بانکمرکزی نیست.

بهخاطر شرایط تحریمی فعالیت بانکهای ایرانی در خارج از کشور هم محدود و ناچیز است. بانک صادرات ٢۵شعبه در خارج از کشور دارد ولی چون این بانک در تحریم است، فعالیت بانکی آن هم محدود به همان کشور و شهری است که در آن هستند؛ در صورتی که هدف ما از تاسیس شعب در خارج از کشور، دستیابی به خدمات بانکی بینالمللی است.

الان برخی از شعب بانکهای ایرانی در خارج از کشور بهکلی تعطیل شدند مثل بانکهای صادرات ایران در آمریکا یا بانک ایران و اروپا در هامبورگ. بانک ایران و اروپا در هامبورگ یک بانک مستقل ثبت شده در آلمان است که سهام آن متعلق به بانکهای ایرانی است. این بانک ۴٠سال پیش تاسیس شده اما الان هیچ فعالیتی ندارد. در شرایط تحریمی نه میتواند یکریال سپرده بگیرد، نه میتواند یک اعتبار اسنادی باز کند.

عمده فعالیت بانکهای ایرانی در خارج از کشور چیست؟

عمده فعالیت بانکهای ایرانی در خارج از کشور اعتبارات اسنادی بود یعنی شعب ما در لندن، میلان، ایتالیا و خلیجفارس، السیهای ایرانی را دریافت میکردند و به فروشندههای محلی میدادند و فروشندهها هم پول خود را از این شعب ایرانی میگرفتند اما الان همهچیز مختل شده است.

در چنین شرایطی، حضور بانکهای ما در خارج از کشور دارای سود عقلانی هست؟

در این شرایط تنها دلیل حضور بانکهای ایرانی این است که اگر تحریم برداشته شد، اینها بتوانند دوباره فعالیت خودشان را شروع کنند. اگر آن شعب را تعطیل کنیم، پروانه تاسیس بانک را از دست میدهیم، پروانه مجدد برای فعالیت وقتگیر و مشکل است.

از توقف فعالیت بانکهای ایرانی در خارج از کشور چه میزان زیان کردیم؟

قابل برآورد و اندازهگیری نیست. تمام اقتصاد ایران فلجشده است. بهره بانکی یورو و دلار، یکدرصد در سال است اما ما برای اینکه پول کشور خودمان را از یک بانک به بانک دیگر منتقل کنیم، از چهاردرصد تا ١٢درصد پول داده میشود. پس رقم زیان ما قابلشمارش نیست و بهصورت وحشتناک سالانه میلیاردها دلار زیان کردیم.

یکسری از بانکهای ایرانی در سال گذشته اعلام کردند در پی شکایت آنها در دادگاههای بینالمللی تحریمها لغو شده است. هزینههای زیادی برای ابطال تحریمها انجام شد، اما آیا در وضعیت آنها تغییری حاصل شده است؟

عملا تحریم بانکهای ایرانی برداشته نشده است. تحریمها قانونی نبود که برداشته شود، تحریمها سیاسی است. بانکهای ایرانی هزینههای حقوقی هنگفتی به وکلا و دادگاهها پرداخت کردند اما اینها حداکثر توانستند یک رای در دادگاه بگیرند. از دیدگاه دادگاههای اروپایی بانکهای ایرانی تخلفی نکردند و به همین دلیل رای بر ابطال تحریمها داده شده اما نخست وزیر کشوری همچون انگلیس میگوید؛ ولو اینکه بانک ایرانی تخلف نکرده، ما میخواهیم روی ایران فشار سیاسی بیاوریم و به همین دلیل بانک را تحریم کردیم. براساس این اقدام دولت انگلیس بانکهای ایرانی میتوانند علیه دولت هم شکایت کنند، شاید یک روزی هم این شکایت به نتیجه برسد اما موجبی برای برداشتن تحریم نخواهد بود. چون تحریم یک توافق سیاسی است، نه حقوقی.

منبع: شرق

تاریخ خبر: ۱٣۹٣/۱٠/۲۵

اخبار مرتبط

نظرات

٠ نظر

در صورتی که می خواهید پاسخ خود را دریافت کنید، ایمیل خود را وارد نمایید
ارسال نظر ...
نظری برای نمایش موجود نیست ، شما اولین نفری باشید که نظر می دهید!